این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ بوی عیدی فرهاد

هم اکنون آپ موزیک برای شما کاربران ترانه بوی عیدی با صدای فرهاد با کیفیت 320 و 128

Exclusive Song: Farhad – Boye Eydi With Text And Direct Links In UpMusic

wetrwe دانلود آهنگ بوی عیدی فرهاد

───┤ ♩♬♫♪♭ ├─── 

قسمتی از متن :

بوی عیدی بوی توپ بوی کاغذ رنگی ♫♪
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو بوی یاس جانماز ترمه مادربزرگ
با اینا زمستونو سر می کنم با اینا خستگیمو در می کنم ♫♪

UpMusicTag دانلود آهنگ بوی عیدی فرهاد
شادی شکستن قلک پول وحشت کم شدن سکه عیدی ♫♪
از شمردن زیاد بوی اسکناس تا نخرده لای کتاب
با اینا زمستونو سر می کنم با اینا خستگیمو در می کنم ♫♪

───┤ ♩♬♫♪♭ ├─── 

بوی عیدی فرهاد

دانلود آهنگ بوی عیدی فرهاد

معرفی کتاب مارچ

کتاب مارچ اثری داستانی و تامل برانگیز از جرالدین بروکس است که چالش‌های اخلاقی دوره جنگ داخلی آمریکا را نمایش می‌دهد. این رمان جایزه ادبی پولیتزر سال ۲۰۰۶ در بخش آثار داستانی را دریافت کرده است.

این رمان که منبع اصلی الهام خود را از یکی از مشهورترین خانواده‌های آمریکایی قرن نوزدهم به‌ نام خانوادۀ الکات ساکن کنکورد ایالت ماساچوست گرفته است. برای ایجاد چهارچوب کلی این اثر از کتاب برجستۀ زنان کوچک اثر لوئیزا می‌الکات بهره گرفته‌ شده است.

رمان «زنان کوچک» در یک شب کریسمس غم‌افزا در منزل خانوادۀ مارچ (March) آغاز می‌شود. پدر مگ، جو، بث و ایمی در خانه حضور ندارد چرا که به‌ عنوان کشیش لشکر به‌ سوی ایالت‌های جنوبی عازم شده‌ است. در یک زمان دراماتیک، و در حالی‌ که دو سوم داستان روایت شده‌ است، تلگرامی به‌ دست خانوادۀ مارچ رسیده و خانم مارچ به واشینگتن، جایی که شوهر وی با وضعی وخیم در بیمارستان بستری شده‌ است، فراخوانده می‌شود. بحران ایجاد شده زمانی حل‌ می‌شود که آقای مارچ به‌ صورت غیرمنتظره‌ای در عید سال نو وارد خانه می‌شود و بدین ترتیب، رمان الکات با این دیدار مجدد تمام می‌شود. داستان الکات به تغییراتی می‌پردازد که یک سال زندگی در حاشیۀ جنگ بر روی دختران جوان خانوادۀ مارچ ایجاد نموده است ولی هیچ اشاره‌ای به اتفاقاتی که خود مارچ درگیر آن‌ها بوده است نمی‌شود.

بعد از انتشار کتاب پرفروش «سال‌های شگفتی»، جرالدین بروکس (Geraldine Brooks) به‌ خاطر بیان شورانگیز و پژوهش‌های جامع جهت ترسیم جزئیات مربوط به آثار طاعون خیارکی بر روی یک دهکدۀ‌ کوچک انگلیسی در قرن ۱۷ با تحسین زیادی رو‌به‌رو شد. اینک، بروکس از استعداد خود به‌ منظور واکاوی ویرانی‌ها و چالش‌های اخلاقی دوران جنگ داخلی آمریکا از منظر آقای مارچ، شوهر غایب داستان «زنان کوچک» لوئیزا می‌الکات، استفاده کرده‌ است. در شخصیت آقای مارچ، بروکس تصویر یک مرد عمیقاً حساس و دچار بحران‌های درونی را به تصویر می‌کشد که در یکی از سیاه‌ترین دوره‌های تاریخ آمریکا، در پی آن است که انجام وظایف خود در قبال آدم‌های دیگر را با انجام وظایفش در قبال خانوادۀ خود آشتی دهد.

۲۱ اکتبر ۱۸۶۱٫ مارچ که یک کشیش مشغول به کار در ارتش است به‌ دشواری از چنگال مرگ گریخته. هم‌رزمان وی از رودخانۀ پوتوماک عبور کرده و نبرد کوچک ولی فاجعه‌‌باری را روی یک پرتگاه تجربه نموده‌اند. با این‌ حال، هنگامی که وی دمی می‌نشیند تا نامۀ روزانۀ خود را برای همسر عزیز کردۀ خود، مارمی، به نگارش دربیاورد، هیچ اشاره‌ای به مرگ و ویرانی موجود در اطرافش نمی‌کند. او تنها از ابرهایی می‌نویسد که آسمان را مزین کرده‌اند، از دلتنگی‌هایش برای خانه می‌نویسد و از این که چقدر در آرزوی دیدار دختران زیبایش است. او با خود می‌گوید «من هیچ‌وقت بهش قول ندادم که همۀ حقیقت رو براش بنویسم.»

در زمان ورود به ارتش، مارچ مردی ایدئالیست بوده و می‌داند که حضور در این جنگ، بالاتر از هر چیزی، به‌ خاطر تحقق آرمان‌های ایالت‌های شمال امری درست و به جا است. ولی آنچه وی انتظار مقابله با آن را ندارد، پای گذاشتن در سفری است که به جهنمی بر زمین می‌رسد؛ جایی که اغلب خطوط میان حق و باطل، و خیر و شر حالتی مبهم به خود می‌گیرند.

ولی در این مرحله، او چاره‌ای جز ادامۀ راه نمی‌بیند. وی در ادامۀ راه خود به یک بیمارستان موقتی می‌رسد؛ عمارتی که برایش به‌ غایت آشناست. همین جا بود که بیست سال قبل، وی با گریس، برده‌ای زیبا و باسواد، آشنا شده بود. او همان زنی بود که اولین بوسه را برایش به ارمغان آورد و مسیر زندگی‌اش را به‌ کلی تغییر داد.

حالا، او خود را بار دیگر در برابر عمارت کلمنت می‌بیند؛ مکانی که پیش‌تر زیباترین محلی بود که به عمر خود دیده بود، اما هم‌اکنون بر اثر زشتی‌های جنگ به یک ویرانه تبدیل شده‌ است. با این‌ حال، توقف آقای مارچ در این مکان کوتاه است و او با مأموریتی برای تعلیم برده‌های آزاد شده به‌ دست ارتش شمال به کشتزاری به نام اوک لندینگ رهسپار می‌شود، مکانی پرحادثه و فاجعه‌بار که وی را تا سرحد مرگ خواهد کشاند.

اگرچه مارچ پس از تجربۀ ماجراها و سختی‌های زیاد نجات یافته و به بیمارستانی در واشینگتن تحویل داده می‌شود و در این محل توان از دست‌ رفتۀ خود را تا حدی باز می‌یابد، دیگر به مردی درهم‌ شکسته تبدیل شده‌ است؛ مردی که دائماً اسیر کابوس صحنه‌هایی است که نظاره‌گر آن‌ها بوده و بار سنگین عذاب وجدان از دست رفتن زندگی انسان‌هایی که وی می‌توانست آن‌ها را نجات دهد بر دوش او سنگینی می‌کند. زمانی که لحظۀ ترک آن بیمارستان فرا می‌رسد، او میلی به بازگشت به خانه ندارد. او بار دیگر به‌ سوی گریس برمی‌گردد تا از وی راهنمایی بخواهد. «هیچ انسانی نیست که گناهی نکرده باشه. برین خونه آقای مارچ.» این جمله‌ها را گریس به مارچ می‌گوید. مارچ به‌ سوی همسر و فرزندان خود برمی‌گردد و اگر چه هنوز اسیر شکنجۀ روزهای گذشته است و برای آیندۀ کشورش نگران، حداقل آنچه باید در زمان حال انجام دهد برای وی مشخص است؛ او اینک در خانۀ خود حضور دارد و بار دیگر برای فرزندانش پدری می‌کند. برای او در زمان حال همین کفایت می‌کند. رمان مارچ برنده جایزه پولیتزر سال ۲۰۰۶ در بخش داستان لقب گرفت.

در بخشی از کتاب مارچ می‌خوانید:

نمی‌توانم بگویم که صبح، هنگامی که چشمانم را به روی نور کم‌رنگ صبحگاهی باز کردم، کاملا تجدید قوا کرده بودم ولی وضعیتم به‌ مراتب از آنچه دیشب داشتم بهتر شده بود. خواب تسکین‌ دهندۀ روح و روان آدمی است و هنگامی که دوروبَر خود در اتاق کوچک را نگریستم، می‌توانستم با فکر به این که چگونه می‌توان معایب آن را به مزیت تبدیل نمود احساس شعفی هر چند اندک در درونم پدیدار شد. عادت هر روزه‌ام به همین شکل بود و از زمان از دست دادن دارایی‌مان، روزها را بدین حال آغاز می‌کردم. این عادت اینک به دردم خورده بود و وقتی ترک‌های روی شیشۀ پنجره را می‌شمردم، اینگونه برای خودم توجیه کردم که این وضعیت باعث می‌شود تهویۀ مناسبی در اتاق صورت گیرد. آینۀ لکه‌ گرفته نیز آن‌‌قدر کوچک و تار بود که نمی‌توانستم تصویر چهرۀ فرسوده و هراسناک خود را در آن تماشا کنم. وضعیت نامناسب تخت‌خواب هم باعث می‌شد تا حد امکان وقت خود را در عالم بیداری سپری کنم و تنها با خستگی بسیار خود را بر روی آن رها کنم.

با این تصمیمات در ذهن برخاستم و پی بردم که صاحب‌خانه و دو ساکن دیگر پیش از من از خواب بیدار شده و به‌ سوی کارهای خود روانه شده‌اند. آقای بروک برایم یادداشتی گذاشته و در آن نوشته بود که برای انجام برخی امور مربوط به آقای لارنس که به نظر وی یک یا دو ساعتی طول می‌کشید خانه را ترک کرده‌ است. از من درخواست کرده بود تا منتظر وی بمانم اما این کار از دست من ساخته نبود. اشتیاقی زیاد برای برای دیدن این که شوهرم شب را چگونه گذرانده است در خود حس می‌کردم. در یادداشت کوتاهی از وی عذرخواهی کردم. سبد خود را پر از شراب و غذاهای مقوی‌ای که برای وی آورده بودم کرده و به‌ سوی بیمارستان به راه افتادم.

فهرست مطالب

پیشگفتار

بخش یکم

۱٫ ویرجینیا مسیر دشواری‌هاست

۲٫ جوز هندی تقلبی

۳٫ زخم‌ها

۴٫ جهنمی کوچک

۵٫ یک مداد بهتر

۶٫ تغییر

۷٫ نان و سرپناه

۸٫ محرابی برای آموختن

۹٫ اولین غنچه‌ها

۱۰٫ تب مزمن

۱۱٫ زنگ ناقوس‌ها

۱۲٫ ماه سرخ

۱۳٫ جوانمرد مهربان

بخش دوم

۱۴٫ بیمارستان بلانک

۱۵٫ دیدار مجدد

۱۶٫ رودخانه‌ای از آتش

۱۷٫ بازیابی

۱۸٫ وضعیت گریس

۱۹٫ کنکورد

سخن پایانی

گفت‌وگویی با جرالدین بروکس

معرفی کتاب پاسخ‌هایی مختصر به پرسش‌هایی بزرگ

کتاب پاسخ‌هایی مختصر به پرسش‌هایی بزرگ آخرین اثر پروفسور استیون هاوکینگ که بعد از مرگ وی منتشر شد، مجموعه‌ای از دست‌نوشته‌ها و نظریه‌های این دانشمند بزرگ است.

بشر همیشه به دنبال پاسخ‌هایی برای پرسش‌های مهم بوده است. سوالاتی از قبیل: ما از کجا آمده‌ایم؟ جهان هستی چگونه آغاز شد؟ در پس این جهان چه نقشه و معنایی وجود دارد؟ خارج از این جهان موجود دیگری هم وجود دارد؟ آیا سفر در زمان امکان پذیر است؟

کتاب پاسخ‌هایی مختصر به پرسش‌هایی بزرگ (Brief answers to the big questions) صرفاً یک کتاب علمی در حوزۀ فیزیک و یا اخترشناسی نیست. هاوکینگ در این کتاب در تلاش است تا به ده سؤال مهمی که بشر با آن‌ها رو به ‌رو است پاسخ دهد. این سؤالات هم جنبۀ علمی دارند و هم جنبۀ عمومی.

شکی نیست که از منظر علمی، هاوکینگ جزو نوابغ عصر کنونی محسوب می‌شود اما سوای علم، هاوکینگ نیز همانند هر انسان دیگری دیدگاه‌هایی شخصی داشت؛ از جمله رویکرد انتقادی او به دین و مذهب – که انتقادات بسیاری را هم برای وی به همراه داشت – و از دایرۀ علم و منطق به دور بود.

استیون هاوکینگ (Stephen Hawking) برای مدت سی سال استاد کرسی ریاضیات لوکاسی دانشگاه کمبریج بود و در طول سال‌ها زندگی‌اش، جوایز و عناوین زیادی را ازجمله نشان افتخار آزادی ریاست جمهوری کسب کرد. همچنین او با همکاری دخترش، چندین کتاب برای کودکان نوشت که اولین آن دریچه‌ای به سوی کیهان نام داشت.

دانشمندان، کارآفرینان فناوری، شخصیت‌های ارشد کسب‌وکار، رهبران سیاسی و همین‌طور عامۀ مردم، اغلب جویای نظر استیون هاوکینگ دربارۀ سؤالات بزرگ و مهم روز می‌شدند. استیون آرشیو بزرگی از پاسخ‌هایش را در قالب سخنرانی‌ها، مصاحبه‌ها و تألیفات در نزد خود نگاه داشت.

این کتاب از آرشیو شخصی استیون استفاده کرده و پیش از مرگ او، در حال تکمیل شدن بود. اکنون این کتاب با همکاری خانوادۀ استیون و همکاران دانشگاهی او کامل شده است.

در بخشی از کتاب پاسخ‌هایی مختصر به پرسش‌هایی بزرگ می‌خوانیم:

آنچه را که معمولاً به‌عنوان «حیات» تصور می‌کنیم، بر مبنای زنجیره‌ای از اتم‌های کربن و چند عنصر دیگر مثل نیتروژن یا فسفر است. می‌توان این حدس را زد که چیزهای دیگری هم با ساختار شیمیایی متفاوت – همانند سیلیکون – حیات دارند اما به نظر کربن به علت غنای شیمیایی‌اش، مناسب‌ترین گزینه است. اتم‌های کربن با خاصیت‌هایی که دارند، مقدار مشخصی از ثابت‌های فیزیکی را می‌طلبند، همچون مقدار کرومودینامیک کوانتومی، بار الکتریکی و حتی ابعاد فضا – زمان.

اگر این ثابت‌ها دارای مقادیر متفاوت قابل‌توجهی بودند، هستۀ اتم کربن پایدار نمی‌بود یا اینکه الکترون‌ها در هستۀ اتم فرو می‌ریختند. در نگاه اول بسیار جالب توجه جلوه می‌کند گویی که جهان به شکلی دقیق تنظیم شده است. شاید این مدرکی باشد که جهان به‌طور خاص برای نژاد بشر طراحی شده است.

اما باید با دقت به چنین استدلال‌هایی توجه کرد، زیرا بنا به اصل انسان نگر، تئوری‌هایمان دربارۀ جهان هستی باید سازگار با موجودیت خودمان باشد. این مطلب بر پایه این حقیقت آشکار است که اگر جهان هستی مناسب زندگی نبود ما هم نمی‌پرسیدیم که چرا به شکل دقیق تنظیم شده است.

در مورد اصل انسان نگر می‌توان دو تقریر «قوی» و «ضعیف» را به کار برد. برای اصل انسان نگر قوی، این فرض وجود دارد که جهان‌های مختلف زیادی وجود دارند که هریک مقادیر ثابت‌های فیزیکی متفاوتی دارند. برخی از این مقادیر امکان موجودیت به چیزهایی مانند اتم کربن را می‌دهند که می‌تواند به عنوان بلوک‌های سازنده سیستم‌های زنده عمل کند. ازآنجایی‌که ما بایستی در یکی از این جهان‌ها زندگی کنیم، نباید متعجب باشیم که ثابت‌های فیزیکی به شکلی دقیق تنظیم شده‌اند.

فهرست مطالب

سخن آغازین

دربارۀ نویسنده

کلامی از سوی ناشر

سپاسگزاری

پیش‌گفتار: نوشتۀ ادی ردمین

مقدمه: نوشتۀ پروفسور کیپ اس. تورن

چه ضرورتی برای پرسیدن سؤالات مهم وجود دارد؟

سؤال ۱: چه چیز در پس این جهان وجود دارد؟

سؤال ۲: همه‌چیز از کجا آغاز شد؟

سؤال ۳: آیا زندگی هوشمندانه دیگری در جهان هستی وجود دارد؟

سؤال ۴: آیا می‌توانیم آینده را پیش‌بینی کنیم؟

سؤال ۵: درون یک سیاه‌چاله چیست؟

سؤال ۶: آیا سفر در زمان امکان‌پذیر است؟

سؤال ۷: آیا روی زمین دوام می‌آوریم؟

سؤال ۸: آیا لازم است به فضا مهاجرت کنیم؟

سؤال ۹: آیا هوش مصنوعی از ما سبقت می‌گیرد؟

سؤال ۱۰: آینده را چطور بسازیم؟

سخن پایانی: لوسی هاوکینگ

معرفی کتاب صوتی گردنبند جادویی

کتاب صوتی گردنبند جادویی اثر رزی بنکس داستانی جذاب از مجموعه‌‌ پرنسس‌های اسرارآمیز است که برای گروه سنی «ج» روایت می‌شود.

داستان کتاب صوتی گردنبند جادویی (The magic necklace) درباره‌ی ماجراجویی‌های پرشور و پرهیجان دو دوست صمیمی به نام‌های شارلوت و مایاست. آن‌ها اصلا دوست نداشتند از هم جدا بشوند و بسیار به یکدیگر وابسته بودند، اما اتفاقی ناراحت کننده آن‌ها را از هم جدا کرد و دخترها دیگر نمی‌توانستند یکدیگر را ببینند. خانواده‌ی شارلوت مجبور بودند که به کشور دیگری مهاجرت کنند. اما آن‌ها خیلی زود متوجه شدند که راهی جادویی می‌تواند آن‌ها را دوباره به هم برساند. شارلوت و مایا هر دو جزو پرنسس‌های اسرارآمیز هستند. پرنسس‌هایی جادویی که هدف اصلی آن‌ها برآورده کردن آرزوهای بچه‌های دیگر است.

فهرست مطالب

۱۰ دقیقه

فصل اول: خبرهای مهم

۱۱ دقیقه

فصل دوم: بهترین دوست‌ها

۹ دقیقه

فصل سوم: کالیفرنیای آفتابی

۱۳ دقیقه

فصل چهارم: قصر ستاره‌ی آرزوها

۱۲ دقیقه

فصل پنجم: آینه‌ی جادویی

۱۱ دقیقه

فصل ششم: آرزوی اولیویا

۱۱ دقیقه

فصل هفتم: آرزو کن

۱۰ دقیقه

فصل هشتم: به دام افتاده

۹ دقیقه

فصل نهم: وقت مهمانی

معرفی کتاب صوتی بیشعورهای ابدی؛ شناخت بیشعورهای اصلاح‌ناپذیر و راهکارهای مقابله با آن‌ها (جلد ۲)

کتاب صوتی بیشعورهای ابدی؛ شناخت بیشعورهای اصلاح‌ناپذیر و راهکارهای مقابله با آن‌ها (جلد ۲) دومین کتاب درباره بی‌شعوری از خاویر کرمنت، برای شناخت بی‌شعورهای ابدی و راه‌های محافظت جامعه و زندگی از آسیب‌های آن‌هاست.

کتاب اول خاویر کرمنت (Xavier Crement) برای بی‌شعورها بود و برای این که درد خود را بشناسند و درمان کنند که در ایران فروش فوق‌العاده‌ای بیش از ۵۰ هزار جلد داشت. اما کتاب دوم کرمنت برای بی‌شعورها نیست، درباره بی‌شعورها است. خصوصا بیشعورهای سمج، اصلاح‌ناپذیر و تمام‌عیار.

کرمنت کتاب صوتی بیشعورهای ابدی (Assholes Forever) را برای قربانیان بیشعوری نوشته است و درباره آدم‌هایی است که نه توبه می‌کنند، نه اصلاح می‌شوند. آن‌هایی که انگشت‌نمای آدم و عالم شده‌اند. کرمنت هیچگاه فکر نمی‌کرد روزی مجبور شود آن را بنویسد. او در این کتاب به این نتیجه رسیده‌ که برخی بی‌شعورها به قدری متعهد و سرسپرده‌ی بی‌شعوری هستند که بعید به نظر می‌رسد روی رستگاری را به خود ببینند.

کتاب دوم کرمنت، بی‌شعورهای ابدی به سه بخش تقسیم شده است: در بخش اول، به شما می‌گوید که بی‌شعورهای مطلق چه ویژگی‌هایی دارند و راه‌های شناخت این بی‌شعورها را با نمونه‌هایی بیان می‌کند. در بخش دوم انواع بی‌شعورهای مطلق را برمی‌شمارد.

در بخش سوم که عنوان آن «بی‌شعور کیهانی» نام دارد به این موضوع که افزایش بی‌شعوری باعث ایجاد یک بی‌شعوری همه‌گیر و سازماندهی شده می‌شود، اشاره می‌کند و بسیار خطرناک است، در ادامه انواع بی‌شعوری‌های اجتماعی و سیاسی را که در گروه‌های سازماندهی شده عمل می‌کنند را بررسی و سپس راهکارهای مقابله با آن‌ها را شرح می‌دهد.

در پشت جلد این کتاب آمده است:

دوستان بی‌شعور به خود حق می‌دهند که همه‌ی غصه‌ها و ناراحتی‌هایشان را برای شما تعریف کنند و انتظار دارند همیشه با دقت و دلسوزی به حرف‌هایشان گوش دهید. مشکلشان هر چه باشد، انتظار دارند همیشه طرفدار آن‌ها باشید و به آن‌ها اطمینان دهید حق کاملاً با آن‌هاست؛ اما شما نباید از مشکلات خود هیچ حرفی بزنید.

شما باید از تمام دشمنان دوستان بی‌شعورتان متنفر باشید. اگر با کسانی که از آن‌ها متنفرند یا کنار گذاشته شده‌اند دوستی کنید، شما را به باد انتقاد خواهند گرفت. باید تشویق، مهربانی، حمایت و شفقت بی‌پایان را به سمت آن‌ها سرازیر کنید. اگر این‌گونه نباشید و محبت فراوان خود را نثارشان نکنید، دوستی شما چنگی به دلشان نخواهد زد.

زندگی با دوستان بی‌شعور به همین موارد ختم نمی‌شود. این بی‌شعورها می‌گویند نباید از آن‌ها به خاطر چیزی انتقاد کنید. هر بحثی درمورد اشتباهات آن‌ها به اعتماد به‌ نفسشان لطمه می‌زند؛ لذا باید از آن‌ها چشم‌پوشی کنید.

تلخ‌تر از داشتن دوست بی‌شعور، داشتن یک همسر بی‌شعور است. در این دنیا، هیچ‌چیزی تکان دهنده‌تر از آن نیست که یک روز از خواب بیدار شوی و ببینی که با یک بی‌شعور ازدواج کرده‌ای. بعضی‌ها از همان لحظه‌ای که پای سفره‌ی عقد می‌نشینند، به این حقیقت تلخ پی می‌برند؛ اما برخی تا سال‌ها پس از ازدواج، متوجه این موضوع نمی‌شوند.

در قسمتی از کتاب صوتی بیشعورهای ابدی می‌شنویم:

وقتی می‌خواهیم شیء ساکن نامعلومی را به تصویر بکشیم، معمولاً کوه را تصور می‌کنیم؛ اما در طول سال‌ها، به چیز مهمی در مورد کوه‌ها پی برده‌ام. آن‌ها فقط سرجایشان هستند. اگر بخواهید آن‌ها را جابه‌جا کنید، با شما مقابله نمی‌کنند. موفقیت یا عدم موفقیت شما در این کار به تلاش و پشتکار خودتان بستگی دارد. اشیائی که واقعاً ساکن هستند، در برابر جابه‌جایی مقاومت می‌کنند. آن‌ها مثل قاطر، ثُمشان را محکم به زمین فشار می‌دهند و از دستور شما سرپیچی می‌کنند. هرچه بیشتر تلاش کنید آن‌ها را به حرکت وا دارید، بیشتر مقاومت می‌کنند. هیچ‌گاه با زور نمی‌توانید کاری از پیش ببرید، برای اینکه بتوانید قاطری را از جایش حرکت بدهید، باید راهی بیابید تا به او بفهمانید حرکت‌کردن از اول ایده‌ی خودش بوده است، نه شما. به عبارت دیگر، می‌بایست به انگیزه‌های روان‌شناختی و بسیار به شانس تکیه کنید.

البته، بیشعورهای یک دنده (قاطر) بیشتر در اداره‌های دولتی حضور دارند. به همین دلیل است که بار اولی که میلدرد از ادارۀ منابع انسانی دولت، با من تماس گرفت که با هم جلسه‌ای داشته باشیم، احساس ترس و هیجان به من دست داد. او می‌خواست بداند آیا امکان برگزاری کلاس‌های درمانی بیشعوری در اداره‌ی آن‌ها وجود دارد یا نه. پرسید که می‌توانم پنجشنبه‌ی آینده ببینمش. مجبور بودم تعدادی از قرارهایم را لغو کنم و برنامه‌هایم را دوباره بچینم تا بتوانم خواسته‌ی او را برآورده کنم، اما با کمال میل این کار را انجام دادم.

پنجشنبه رسید، من هم سروقت در دفترش حاضر شدم. اما ۴۵ دقیقه مرا منتظر نگه داشت. ولی به قدری صمیمانه عذرخواهی کرد که ناراحتی‌ام را فراموش کردم. او از مدیران ارشد سازمانشان دعوت کرده بود که در جلسۀ ما حضور داشته باشند. تحت تأثیر دقت و توجه زیاد آن‌ها قرار گرفتم. آن‌ها سؤال‌های زیادی نپرسیدند، اما بسیار یادداشت‌برداری کردند. در حالی که در ذهنم روی نحوه‌ی برگزاری کارگاهی که مطابق با نیاز آن‌ها باشد کار می‌کردم، جلسه را با رضایت خاطر ترک کردم.

دو روز بعد، دوباره تماس گرفت که قرار بعدیمان را برای بعدازظهر همان روز هماهنگ کند. به او گفتم که نمی‌توانم جلسه را در مدت زمان کمتر از ۴ ساعت برگزار کنم. به همین دلیل قرار جلسه را برای هفته‌ی بعد برنامه‌ریزی کردیم. اما وقتی رسیدم گفتند که میلدرد لحظاتی پیش، وقتی که من در راه بودم، با دفتر تماس گرفته و قرار ملاقات را لغو کرده است. زمان ملاقات به ۹ صبح فردای آن روز موکول شد، اما وقتی رسیدم به من گفتند که قرار ملاقات برای ساعت ۸ بوده است نه ۹، و چون من سر ساعت ۸ آن جا حاضر نبودم، مشغول کار دیگری شده و افرادی که قرار بود در جلسه حاضر باشند را به سر پروژه‌های جدید فرستاده است. چاره‌ای نداشتم جز اینکه به دفترم بازگردم و خودم را آرام کنم.

فهرست مطالب

۳۴ دقیقه

بخش یکم: با هر نامی، رنگ‌وبویش یکی است – فصل یکم: بیشعور مطلق

۳۱ دقیقه

فصل دوم: قاشق‌زنی روز هالووین

۱۸ دقیقه

بخش دوم: حقه‌های کاری – فصل سوم: بیشعور گردن‌کلفت

۲۰ دقیقه

فصل چهارم: بیشعور عقل‌کل

۲۶ دقیقه

فصل پنجم: بیشعور یک دنده

۲۲ دقیقه

فصل ششم: بیشعور غرغرو

۱۸ دقیقه

فصل هفتم: بیشعور مکنده

۲۰ دقیقه

فصل هشتم: بیشعور خُردبین

۲۳ دقیقه

فصل نهم: بیشعور لجن

۲۶ دقیقه

فصل دهم: بیشعور آشوب‌طلب

۱۹ دقیقه

فصل یازدهم: بیشعور قربانی

۱۲ دقیقه

بخش سوم: بیشعور کیهانی – فصل دوازدهم: بیشعور کیهانی

۲۹ دقیقه

فصل سیزدهم: بیشعور قائل به میانه‌روی سیاسی یا همان بیشعور باملاحظه

۱۹ دقیقه

فصل چهاردهم: بیشعور سبز یا بیشعور طرفدار حفظ محیط‌زیست

۱۹ دقیقه

فصل پانزدهم: بیشعورهای مبتذل

۱۹ دقیقه

فصل شانزدهم: بیشعورهایی که به شدت نفرت می‌ورزند

۲۶ دقیقه

فصل هفدهم: بیشعور مفت‌خور

۱۵ دقیقه

فصل هجدهم: نابودش کن

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ رضا صادقی راحت رفت

ترانه زیبا و بسیار شنیدنی رضا صادقی بنام راحت رفت همراه با متن و دو کیفیت 320 و 128

Exclusive Song: Reza Sadeghi – Rahat Raft With Text And Direct Links In UpMusic

lkj دانلود آهنگ رضا صادقی راحت رفت

───┤ ♩♬♫♪♭ ├─── 

راحت رفت بدون دلهره کاش میگفت دلش ازم پره
کاش میگفت بهم نمیخوره دنیام ♫♪♭
راحت رفت بدون هیچ غمی ♫♪♭
کاش میگفت تو واسه من کمی ♫♪♭
کاش میگفت بهم نمیرسن دستامون

───┤ ♩♬♫♪♭ ├─── 

رضا صادقی راحت رفت

دانلود آهنگ رضا صادقی راحت رفت

معرفی کتاب صوتی پیشروی

کتاب صوتی پیشروی اثر ای. ال. داکترو، رمانی‌ تاریخی است، با ریتمی طوفانی و مملو از شخصیت‌هایی که هرکدام نمایان‌گر بخشی از تاریخ هستند.

رمان پیشروی (The March) بیانگر تاریخ است، تاریخی که رنگ و بو دارد، حس می‌شود، صدا دارد و شنیده می‌شود. این تاریخ صرفا یک خطی روایی صاف و تک بعدی‌ و ساده که در کتاب‌های تاریخی دیده می‌شود نیست. پر از خانه‌های ویران شده و اسب‌های بر زمین افتاده است، بوی باران، گرد و خاک بعد از جنگ و خون‌های ریخته شده‌ای که در هیچ کتاب تاریخی دیده نمی‌شود.

کتاب پیشروی مربوط به جنگ داخلی آمریکا برای از بین بردن سنت برده‌­داری است. داستان پر از شخصیت‌‌های مختلف است که هر کدام به نوعی درگیر جنگ شده‌اند، برخی سربازان جنوبی هستند و بعضی فرمانده­‌هان و سربازان شمالی. عده‌ای اصلاً علاقه‌­ای به شرکت در جنگ نداشتند و عده‌ای برده‌­های آزاد شده.

بهترین اتفاقی که برای یک نویسنده می‌تواند بیفتد این است که درست وقتی همه فکر می‌کنند به پایان راه رسیده با نوشتن رمانی همه را شگفت زده کند. این اتفاقی‌ست که با انتشار این کتاب برای ای ال دکتروف (E. L. Doctorow) افتاده؛ آن هم بعد از هفتاد سالگی. رمانی که برنده جایزه سال انجمن منتقدان کتاب و جایزه پن فاکنر شد و در لیست نهایی جایزه پولیتزر هم قرار گرفت.

ادگار لارنس داکترو را در ایران و جهان با رگتایم می‌شناسند. وی سال ۱۹۳۱ در نیویورک به دنیا آمد. اجدادش از مهاجران یهودی روس بودند. نخستین رمانش “به هارد تایمز خوش آمدید” نام داشت و از سال ۱۹۶۹ نویسنده‌ای تمام وقت شد و با رمان “دانیال” در سال ۱۹۷۱ به شهرت رسید. نقطه اوج کار او “رگتایم” بود که پس از انتشار برای او شهرت جهانی به همراه داشت و به زبان‌های بسیار ترجمه شد و همواره در فهرست مهم‌ترین رمان‌های قرن بیستم قرار دارد. داکترو تا امروز یازده رمان و سه مجموعه داستان منتشر کرده است.

نویسنده در کتاب پیشروی، برای خلق رمانی ماندگار سراغ یکی از مهم‌ترین برهه‌های تاریخ آمریکا رفته؛ روزگار جنگ‌های داخلی. دوره‌ای که درباره آن کتاب‌های مختلفی نوشته شده اما چیزی که رمان داکترو را از آن دیگر آثار جدا کرده و در زمره‌ی رمان‌های انگشت شمار تاریخی قرار می‌دهد، بیان این موضوع است که چگونه جنگ‌های داخلی آمریکا توانستند این کشور را دگرگون کنند و از دل آن آمریکای جدیدی بیرون بیاورند؛ با بنیان‌های ارزشی جدید که ستون‌های آمریکای امروز بر آن استوارشده است.

نسبتی که رمان ای ال دکتروف با تاریخ امریکا برقرار می‌سازد این است که نویسنده با بیانی زنده و قدرتمند بسیار هنرمندانه و جذاب، چگونگی وقوع یک اتفاق بزرگ تاریخی را روایت می‌کند که نزدیک به صد و پنجاه سال از آن گذشته؛ ماجرای پیش‌رویِ لشکر شصت هزارنفری ژنرال شرمن که از شمال آمریکا به سمت جنوب آن می‌رود تا جدایی طلبان ایالات جنوبی را که به دلیل لغو قانون ‌برده‌داری توسط آبراهام لینکلن، منافع خود را در خطر دید‌ه و سر به شورش گذاشته‌اند، برجای بنشاند. کنار هم قرار گرفتن سربازان سفید و سیاه در طول این پیش‌روی، برخورداری آن‌ها از یک هویت واحد، نقشی که در دگرگون کردن سنت برده‌داری بازی می‌کنند و بدل شدن آن به سرآغاز شکل‌گیری جامعه‌ای جدید و مستعد برای پذیرفتن تغییراتی روبه جلو و… از جمله ایده‌هایی‌ست که در لایه‌های مختلف این اثر می‌توان ردیابی کرد.

فهرست مطالب

۳۱ دقیقه

بخش اول: جورجیا – فصل اول

۲۲ دقیقه

جورجیا – فصل دوم

۲۸ دقیقه

جورجیا – فصل سوم

۱۴ دقیقه

جورجیا – فصل چهارم

۲۲ دقیقه

جورجیا – فصل پنجم

۱۰ دقیقه

جورجیا – فصل ششم

۱۷ دقیقه

جورجیا – فصل هفتم

۱۲ دقیقه

جورجیا – فصل هشتم

۸ دقیقه

جورجیا – فصل نهم

۸ دقیقه

جورجیا – فصل دهم

۱۲ دقیقه

جورجیا – فصل یازدهم

۱۱ دقیقه

جورجیا – فصل دوازدهم

۱۲ دقیقه

جورجیا – فصل سیزدهم

۲۶ دقیقه

جورجیا – فصل چهاردهم – قسمت اول

۲۸ دقیقه

جورجیا – فصل چهاردهم – قسمت دوم

۲۱ دقیقه

جورجیا – فصل پانزدهم

۱۳ دقیقه

جورجیا – فصل شانزدهم

۱۱ دقیقه

جورجیا – فصل هفدهم

۹ دقیقه

بخش دوم: کارولینای جنوبی – فصل اول

۱۵ دقیقه

کارولینای جنوبی – فصل دوم

۹ دقیقه

کارولینای جنوبی – فصل سوم

۷ دقیقه

کارولینای جنوبی – فصل چهارم

۱۰ دقیقه

کارولینای جنوبی – فصل پنجم

۱۸ دقیقه

کارولینای جنوبی – فصل ششم

۱۳ دقیقه

کارولینای جنوبی – فصل هفتم

۲۷ دقیقه

کارولینای جنوبی – فصل هشتم – قسمت اول

۲۸ دقیقه

کارولینای جنوبی – فصل هشتم – قسمت دوم

۳۲ دقیقه

کارولینای جنوبی – فصل نهم

۳۲ دقیقه

بخش سوم: کارولینای شمالی – فصل اول

۲۹ دقیقه

کارولینای شمالی – فصل دوم

۳۰ دقیقه

کارولینای شمالی – فصل سوم – قسمت اول

۲۶ دقیقه

کارولینای شمالی – فصل سوم – قسمت دوم

۵۷ دقیقه

کارولینای شمالی – فصل چهارم

۲۳ دقیقه

کارولینای شمالی – فصل پنجم

۱۵ دقیقه

کارولینای شمالی – فصل ششم

۴۲ دقیقه

کارولینای شمالی – فصل هفتم

۱۵ دقیقه

کارولینای شمالی – فصل هشتم

۳۰ دقیقه

کارولینای شمالی – فصل نهم – قسمت اول

۳۳ دقیقه

کارولینای شمالی – فصل نهم – قسمت دوم

معرفی کتاب فلسفه‌ام درد می‌کند

کتاب فلسفه‌ام درد می‌کند به قلم پیام بخشعلی، دربردارندۀ مجموعه‌ای از داستان‌هاى کوتاه رادیویی به همراه چند داستان دیگر با موضوعات اجتماعى، فلسفى و عاشقانه است.

پیام بخشعلی گوینده و نویسنده‌ی رادیو، بیشتر در این مجموعه داستان‌های رادیویی خود را گنجانده و در لابلای آن‌ها داستان‌های غیر رادیویی خود را با فضایی متفاوت قرار داده است.

داستان‌های رادیویی شاهکار‌های ادبیاتی نیستند. قصه‌هایی هستند از جنس مردم، ساده، راحت، روان و… قصه‌هایی از زندگی شما و همه‌ی آن‌ها که در نیمه شب‌های رادیو همراه با قصه می‌شوند.

آدم‌هایی که در عصر اینترنت هنوز گوش به رادیو می‌سپارند همان‌هایی هستند که دنبال ردیف کردن کتاب‌های هم قد توی کتابخانه شان نیستند و فقط همراهی می‌خواهند در میان روزهای شلوغشان که اگر وقتی شد توی تاکسی، مترو، یا وقت انتظار برای یک قرار به آرامی از جیب و کیفشان کتاب را بیرون بکشند و چند دقیقه‌ای همراه حال و هوای نویسنده شوند.

در بخشی از کتاب فلسفه‌ام درد می‌کند می‌خوانیم:

هنوز کلاس اول نبودم که دستفروشی را شروع کردم. اسکناس‌ها را از روی رنگ‌شان می‌شناختم و سکه‌ها را از روی اندازه‌هایشان و بیشتر سر سکه‌ها کلاه سرم می‌رفت و بیسکویت‌ها را ارزان‌تر از قیمت خرید می‌فروختم و تقریبا هر شب برایش تنبیه می‌شدم.

نامادری‌ام که می‌نشست پای حساب و کتاب، مو به تنم راست می‌شد و همین حالا هم با وجود این که پول‌ها را می‌شناسم و سرم کلاه نمی‌رود؛ هر وقت دفترش را باز می‌کند برای حساب و کتاب، تنم به رعشه می‌افتد.

یک نفر آن سوتر، وسط خیابان داد می‌زند: «کیف مدرسه… بیا ببر… ارزان‌تر از همه جا… بدو که تموم شد… .» و دسته‌ی کیف‌هایی را که به چوب بادکنک همیشگی‌اش وصل کرده؛ توی هوا تکان می‌دهد. با خودم فکر می‌کنم سود بادکنک باید زیاد باشد که توانسته این همه کیف بخرد!

یاد کیف مدرسه‌ام افتادم که سال اول همین‌طور که داشتم کنار خیابان چیز می‌فروختم؛ مردی از ماشین پیاده شد و آن را کنار بساطم گذاشت. چقدر ذوق داشتم! فکر می‌کردم همین که کیف و یک دفتر داشته باشم، می‌توانم درس بخوانم! تا شب با آن کیف پاره و با زیپ‌های خرابش چقدر عشق کردم که من هم مدرسه می‌روم و رفتم اما فقط سال اول! بعد از آن دیگر با عصر و شب کار کردن چیز زیادی در نمی‌آمد.

می‌گفتند تمام سود فروش، صبح‌هاست که مردم می‌روند سر کار! نمی‌فهمیدم فرقش چیست ولی هر چه که بود دیگر رنگ مدرسه را هم ندیدم.

فهرست مطالب

عکس پدر

یک روز در سرک وزیر اکبر خان

مگس

خواب‌های دنباله دار

فلسفه‌ام درد می‌کند…

به همین سادگی!

فاصله

تاریکی که در آن هیچ اتفاقی نمی‌افتد…

تبعیدی

خواستگاری

معبر

مادر

کیف مدرسه!

معرفی کتاب ما باهم دوستیم

کتاب ما باهم دوستیم نوشته‌ی علی محمدپور، داستانی خیال‌انگیز، پندآموز و شیرین است که به صورت مصور با تصاویری رنگی و جالب برای کودکان گروه سنی الف و ب ارائه شده است.

میمون و سنجاب کوچولویی روی تپه‌ای سرسبز در یک بیشه زیبا زندگی می‌کردند. آن‌ها همیشه با هم دعوا می‌کردند و هیچ‌وقت با هم بازی نمی‌کردند. این کتاب به موضوع دوستی و اخلاق نیکو می‌پردازد.

در بخشی از کتاب ما باهم دوستیم می‌خوانیم:

یک روز سنجاب کوچولو روی تپه سبز مشغول بازی بود. او آنقدر سرگرم بازی بود که حواسش پرت شد و به سمت راست بیشه رفت. سمت راست بیشه مال میمون کوچولو بود. میمون با دیدن سنجاب کوچولو با عصبانیت گفت: «آهای سنجاب. برای چی وارد منطقه من شده‌ای؟ زود باش از اینجا برو.» سنجاب با ناراحتی از سمت راست بیشه بیرون رفت. از آن روز به بعد آن‌ها بیشتر از هم دور شدند.

معرفی کتاب دوست دارم‌های پنهانی

کتاب دوست دارم‌های پنهانی نوشتۀ فاطمه طارمی، مجموعه‌‌ای از اشعار عاشقانه است که بیشتر در دو قالب کلاسیک و نیمایی سروده شده.

بخش اول کتاب دوست دارم‌های پنهانی شامل ۱۹ غزل عاشقانه است و بخش دوم آن را ۷ شعر نیمایی تشکیل داده. غزل‌های این اثر، عاشقانه با زبانی روان و ساده هستند که به راحتی مخاطب با آن‌ها ارتباط بر قرار می‌کند.

یکی از نشانه‌ها و عناصری که در شعر عاشقانه دیده می‌شود و در اینجا آورده شده مساله گذشت و عبور از معشوق است. گذشتی که در معشوق ایجاد می‌شود و با تلخی‌های فراوان همراه است ولی به دلیل عشق به معشوق نامهربانی‌های او را بی‌جواب می‌گذارد و از او مانند رودی آرام می‌گذرد.

فاطمه طارمی شاعر این اثر متولد تهران است. تحصیلات دانشگاهی وی کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی است. عنوان‌هایی که با نام او همراه بوده؛ شاعر، نویسنده، منتقد و پژوهشگر است. او همچنین عضو عالی شورای سیاست‌گذاری شعر معاونت فرهنگی سپاه، ‌کارشناس ارشد بررسی طرح‌ها و پایان‌نامه‌های ادبی جهت اختصاص بودجه فرهنگی، عضو کمیته‌ی کارگروه بررسی کتاب و خرید از ناشران غیر کانونی و ریاست خانه شعر سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران بوده است.

در بخشی از کتاب دوست دارم‌های پنهانی می‌خوانیم:

پس‌ می‌دهم با هر نگاهت امتحانم را

با هر نگاهت آه… می‌بندی دهانم را

می‌خواهمت فریاد بردارم که برداری

این آخرین جام تهی از شوکرانم را

تا روی دوش ابرهای تشنه بگذاری

دریا به دریا گریه‌های بی‌امانم را

ابری، نمی‌باری کویر بی‌قرارم را

زخمم، نمی‌فهمی سکوت بی‌کرانم را

تو عاشقی آواره می‌خواهی، تماشا کن

این واژه‌های خفته در آتشفشانم را

آن‌قدر اسم اعظمت را فاش خواهم گفت

تا که ببندد مرگ با مُشتی دهانم را

بی‌بودنت را مرگ می‌خواهم خلاصم کن

با قهر چشمانت بزن آتش جهانم را

سرشاخه‌هایم را مترسان از تب و طوفان

پس‌ داده بودم پیش از این‌ها امتحانم را..

فهرست مطالب

غزلیات

نیمایی‌ها

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای فصلنامه علوم زمین محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.