معرفی کتاب بازاریابی، داستان عشق: چگونه برای مشتریان خود مهم باشیم

کتاب بازاریابی، داستان عشق: چگونه برای مشتریان خود مهم باشیم نوشته‌ی برنادت جیوا، مواردی از جمله چگونه تمام دنیا مشتاق خرید کردن از شما می‌شوند، سی سوال که هر کارآفرینی باید پاسخ دهد، میانبر بازاریابی و… را مورد بحث و بررسی قرار می‌دهد.

شما نمی‌توانید بدون به دست آوردن قلب افراد، ذهن انسان‌ها را عوض کنید. انسان‌ها هزاران سال این را به طور غریزی می‌دانند، به همین دلیل است که ما به داستان و قصه‌گویی برای کمک در این زمینه تکیه می‌کنیم. یک داستان قوی‌ترین کاتالیزور برای ایجاد تغییر است، هم‌چنین یک عامل موفقیت کسب و کار است. هر کارآفرین، رهبر کسب و کار و شرکت در گفتن روایتی مناسب (داستانی که روابط با مشتریان را عمیق می‌کند) چالش دارند. آن‌چه باعث توقف کسب و کارها می‌شود کیفیت محصولات و خدمات یا ارزش‌هایی که ارائه می‌کنند نیست، بلکه توانایی برای بیان ارزش‌ها به‌طور معنادار است.

نویسنده، برنادت جیوا (Bernadette Jiwa) بیان می‌کند: من می‌دانم قرار دادن دو کلمه “بازاریابی” و “عشق” در یک جمله در کنار هم عجیب و غریب به نظر می‌رسد. بازاریابی معمولا به عنوان چیزی در نظر گرفته می‌شود که شرکت‌ها برای فروش بیشتر محصولات، برای توجه به فعالیت، کسب و کار خود باید انجام دهند؛ تنها دلیل برای توجه به آن به این است که چگونه بقا داشته باشند. بازاریابی بر این فرض استوار است که بعد از اینکه کارهایی انجام دادید یا فعالیتی را می‌خواهید شروع کنید، آگاهی ایجاد کنید و توجه مشتریان را جلب کنید تا فروش بیشتری داشته باشید و رقابتی‌تر عمل کنید. اما چه می‌شد اگر ما در مورد کار خود به عنوان بازاریابی و بازاریابی همانند کار فکر کنیم – به عنوان بخشی از روابط هم‌زیستی که آن را نتوان از دیگری جدا کرد؟ اگر بازاریابی درونی بود – نه چیزی برای ارائه دادن، بلکه بخش جدا نشدنی و دائمی از فعالیت و محصولات ما باشد؟

کتاب بازاریابی، داستان عشق (Marketing: A Love Story) به شما نشان می‌دهد که چگونه بازاریابی سنتی باعث ناراحتی می‌شود، زیرا بازاریابان سنتی در ذهن خود می‌دانند که مردم را گمراه می‌کنند، درست همانند زمانی که خود گمراه شده‌اند. سال‌ها تمایل به دوری از تماس‌های سرد در مورد محصولات، نادیده گرفتن تبلیغات بنر برای خدماتی که ما نمی‌خواهیم و تغییر سریع کانال‌ها برای جلب توجه به ما آموخته است که بازاریابی آزار دهنده است و افرادی که آن را انجام می‌دهند، قابل اعتماد نیستند. با این حال، جالب این است که همه‌ی ما بازاریاب هستیم. به عنوان یک انسان، ما سخت تلاش می‌کنیم تا دیگران با دیدگاه‌های ما موافقت کنند و به گروه ما ملحق شوند. ما مجبور شدیم راه‌هایی را طی قرن‌ها پیدا کنیم تا مردم ما را درک کنند، و اگرچه ما متقاعدسازی در زندگی غیرکاری را به عنوان بازاریابی نمی‌بینیم ولی این دقیقا همان بازاریابی است.

اما خود ماهیت “بازاریابی” بدنام نمی‌باشد، بلکه چگونه آن را انجام داده‌ایم و میانبرهایی در گذشته صورت گرفته است قابل سرزنش است. کاملا مشخص است که اگر ما به سختی کار کنیم تا به افراد نشان دهیم که به آن‌ها توجه می‌کنیم و اهمیت می‌دهیم، آن‌ها هم به ما توجه می‌کنند.

تحقیقات انجام شده در مورد اینکه چگونه مردم متقاعد می‌شوند ثابت کرده است که به شیوه‌ای که عمل می‌کنیم – و روشی که این رفتار احساساتی را در ما ایجاد می‌کند – باور و رفتار ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. ما مبلغ بیشتری را به عنوان هدیه (تا ۲۱% بیشتر) به پیشخدمت‌هایی که در پایان غذا به ما شکلات می‌دهند پرداخت می‌کنیم و بلیط‌های بیشتری را از کسی که قبلا همدلی مناسبی نسبت به ما نشان داده‌اند، خریداری می‌کنیم. مردم نمی‌توانند به رفتار یا خدماتی که دریافت می‌کنند پاسخ ندهند، و اگر ما بتوانیم با راه‌ها رویکردهای مناسب و واقعی به مشتریان‌مان نشان دهیم که آن‌ها برای ما اهمیت دارند، شانس بیشتری داریم که برای آن‌ها مهم باشیم و به ما اهمیت دهند.

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های یک کارآفرین یا نوآور، درک این است که چگونه ایده‌های خود را به مخاطبین معرفی کند و بشناساند. ما ایده‌های زیادی داریم، اما در گفتن داستان مفید بودن آن در جهان و اینکه چرا برای مردم می‌تواند مهم باشد چالش داریم. بازاریابی راهی است که ما از طریق آن ارتباط برقرار می‌کنیم تا نشان دهیم که چگونه ایده‌های خود را به ارزش برای مشتریان در یک بازار ترجمه کنیم.

برای هزاران سال ما اشیایی از گاو و گوسفند تا جواهرات و حتی افراد را برند گذاری کرده‌ایم. انسان‌ها با حک کردن علامت بر روی اشیاء به نشانه مالکیت آن، ساخت برند را آغاز کردند. زمانی که فناوری و زیرساخت دسترسی به چیزها را به ما فراتر از روستاها را داد، برندینگ سینگال‌های متفاوتی از احساس تعلق را معرفی کرد، مثلا یکی می‌گفت: “شما می‌توانید به این محصول اعتماد کنید، زیرا مارک من برروی آن است. “

یک نام تجاری بزرگ یک علامت حک شده بر روی محصول نیست، بلکه چیزی است که می‌خواهیم به آن تعلق داشته باشیم. و این برای کسب و کار شما هم صدق می‌کند. وقتی که ما از مردم می‌خواهیم که کالای ما را بخرند و یا به ایده‌های ما بپردازند، وقتی از افراد می‌خواهیم تا ما یا محصولات ما را قبل از گزینه‌های دیگری قرار دهند. وقتی که می‌خواهیم که به ما وفادار باشند و احساس تعلق داشته باشند. ما از آن‌ها می‌خواهیم که ما را باور کنند و ما را متعلق به خود بدانند، نه فقط اینکه از ما خرید کنند.

در بخشی از کتاب بازاریابی، داستان عشق می‌خوانیم:

آیا زمانی را به خاطر دارید که باراک اوباما برای اولین بار به ریاست جمهوری رسید با بخش خدمات سری مذاکره نمود تا به استفاده از بلک‌بری ادامه دهد؟ بوش و کلینتون حتی از ایمیل استفاده نکردند. در سال ۲۰۰۴، سه سال قبل از اینکه اولین نسخه آیفون وارد بازار شود؛ RIM شرکت بلک‌بری را ایجاد کرد و پیشرو بازار تلفن‌های هوشمند بود، ۴۷% سهم بازار را در اختیار داشت. RIM سریع‌ترین شرکت در حال رشد در دنیا بود که هم اکنون فقط ۲% از بازار را در اختیار دارد و بلک‌بری در حال منسوخ شدن است.

این شرکت (در سال ۲۰۱۳ به نام بلک بری تغییر نام داد) نوع جدیدی از تلفن‌ها که قابلیت ایمیل زدن را داشت طراحی کرد و بازار خوبی داشت و مدیران شرکت انتظار داشتند که برای چندین سال موقعیت بهتری نسبت به رقبا داشته باشد، ولی این‌طور که انتظار داشتند، به موفقیت نرسیدند. من فکر می‌کنم، این شرکت به دلیل باور به اینکه به عنوان نوآوران باید احساس مردم را نسبت به محصول خود عوض کنند دچار رکود شد، به جای اینکه درک کنند که چگونه تلفن هوشمند فراتر از اینکه به افراد توانایی چک ایمیل در هنگام پرمشغله بودن بدهد، ممکن است فرهنگ مردم را شکل دهد. در نهایت بلک‌بری، نه به دلیل رقابت با گوگل و اپل؛ بلکه به دلیل ناتوانی در درک اینکه چگونه برند آن‌ها باعث ادامه ارتباطات می‌شود، شکست خورد.

فهرست مطالب

مقدمه مترجم

مقدمه نویسنده

در کار کردن با عشق چه فرصت‌هایی وجود دارد؟

برندی به نام اعتماد

سازماندهی این کتاب

فصل اول: استراتژی

پس از روز راه‌اندازی

معرفی طرح بازاریابی یک صفحه‌ای

راه اصلی ایجاد ارزش در هر بازاری

چرا تبلیغ می‌کنیم

شش استراتژی که کارکرد بهتری از تلاش برای پیش بینی آینده دارد

امیدواری یک استراتژی بازاریابی نیست

آنچه که مشتریان به آن باور دارند مزیت رقابتی شما است

کاهش ارزش دسترسی

بازنگری در مورد بزرگترین عامل تخریب ایمیل

شش راه برای تبدیل شدن به بخشی از داستان مشتریانتان

ده کاری که یک نام تجاری (برند) انجام می‌دهد

چگونه تمام دنیا مشتاق خرید کردن از شما می‌شوند

به دارایی‌های خود فکر کنید

محدودیت دانستن ‘چگونگی’

سی سوال که هر کارآفرینی باید پاسخ دهد

بازاریابی محتوا مانند بازاریابی به نظر نمی‌رسد

اسرار بازایابی محتوای عالی

به جای وادار به کلیک کردن، برای مخاطبان اهمیت داشته باشید

آیا یک استراتژی کسب و کار انسانی دارید؟

سه سوال اساسی بازاریابی

به بازاریابی به عنوان یک استراتژی برای توسعه فکر کنید، نه فقط فروش بیشتر

سوالاتی که مشتریان شما واقعا می‌پرسند

چگونه به هدف بزیند

چه چیزی مهم‌تر از آگاه سازی است؟

توجه منبع کمیابی نیست

توجه یک خیابان دو طرفه است

چیزی را انتخاب کنید

مطالعه موردی در مورد خلق تجربه عالی برای مشتریان

فصل دوم: مفهوم

طرح کسب و کار خود را کنار بگذازید و نامه‌ای به مشتریان آینده خود بنویسید

چرا اپل به موفقیت رسید و بقیه شکست خوردند!

شما چگونه می‌توانید اینکار را برای مشتریان خود انجام دهید؟

چگونه “رویکرد ویروسی” را هدفمند به کار بگیرید؟

بزرگترین چالشی که کارآفرینان با آن مواجه هستند

“چالش تثبیت موقعیت”

“یازده روش توسعه محصول”

مزیت فوق العاده

چه می‌شود اگر شما نزدیکتر، سریع‌تر و ارزان‌تر نباشید؟

“خطرناکترین چیز در مورد رقیبانتان”

” چگونه یک گیتار- یا هر چیزی را بفروشیم”

“هم‌دردی یک برنامه کشنده”

“چه کسی تصمیم می‌گیرد که کی برنده شود”

“چگونه بازار را متزلزل کنیم”

ارزش پرسش “چه می‌شود اگر”؟

مزایای توجه

چگونه عالی باشیم

تریگر (محرک) مشتریان شما چیست؟

میانبر بازاریابی

هدف نوآوری در یک اقتصاد بی‌نیاز

فصل سوم: داستان

بازاریابی یک دپارتمان نیست

هدف بیان داستان برند

رقابت، رقابت شما نیست!

چیزی را نسازید که افراد آن را بخواهند

قیمت روایتی است که در مورد خود می‌گوییم

چگونه داستان محصولات و خدمات خود را بیان کنید

چگونه تمایز احساسی را از طریق توصیف محصولات و خدمات خود ایجاد کنید.

چگونه با استفاده از هک گزاره ارزشداستان ایده خود را بیان کنید.

چرا مردم پرداخت می‌کنند و چرا اهمیت دارد؟

ارتقای داستانی که آن‌ها به خود و اطرافیان خود می‌گویند

چه داستانی را بیان کنید؟

مجبور نیستید که برای همه مهم باشید

چه روایتی را می‌فروشید؟

آیا همه چیز اوکی است؟

موفقیت در این است که مشتریان چگونه آن را احساس کنند.

چه می‌شود اگر فقط یک خط توضیحات در مورد گفتن واقعیت محصولات خود داشته باشید؟

چیزی را به مشتریان خود در مورد آنچه انجام می‌دهید نگویید

فروش اجناس را متوقف کنید، فروش داستان را شروع کنید

مشتری شما کیست؟

بخشی از داستان شوید

به جای نتیجه بر روابط تمرکز کنید.

پیوست

منابع

درباره نویسنده

معرفی کتاب یک شهر یک خانه: خاطرات دریادار دوم تکاور داریوش ضرغامی

کتاب یک شهر یک خانه: خاطرات دریادار دوم تکاور داریوش ضرغامی به قلم مریم حضرتی، از مجموعه «قصه‌های دریا»، به شرح مختصر و مفید خاطرات زندگی، جنگ و ایثار و فداکاری‌های یکی از قهرمانان هشت سال دفاع مقدس داریوش ضرغامی، جهت نشان دادن تلاش و اهمیت نیروی دریایی جمهوری اسلامی به نوجوانان می‌پردازد.

مجموعه «قصه‌های دریا» خاطرات جمعی از فرماندهان نیروی دریایی راهبردی ارتش جمهوری اسلامی ایران (نداجا) است.

این مجموعه شامل: «من یک کلاه‌ سبزم!» خاطرات امیر دریادار دوم تکاور محمدحسین محیطی نوشته فاطمه بهبودی، «یک شهر، یک خانه» خاطرات دریادار دوم داریوش ضرغامی نوشته مریم حضرتی، «کلاه یادگاری» خاطرات عیسی حسینی بای نوشته رضا کاظمی، «سی کشتی، یک فرمانده!» خاطرات ناخدا یکم فرید آگه‌ دل نوشته لیلا نظری گیلانده، «سبلان زنده است» خاطرات امیردریادار عبدالله معنوی رودسری نوشته رضا قلی‌زاده ‌علیار، «درست یک پا روی زمین» خاطرات ناخدا یکم سلیمان محبوبی نوشته محمداسماعیل حاجی علیان و چند کتاب دیگر است.

در بخشی از کتاب یک شهر یک خانه می‌خوانیم:

نیمه‌های شب بود. از گرسنگی ضعف کرده بودم. چیزی برای خوردن نبود. به دیواری تکیه دادم. از شدت گرسنگی و تشنگی و بی‌خوابی نا نداشتم. جیب‌های اسیر عراقی را گشتم و یک بسته شکلات میلک پیدا کردم. گرسنه بودم. اما، دور از عدالت بود اگر به تنهایی آن شکلات را می‌خوردم. اعضای تیم را شمردم و آن شکلات کوچک را تقسیم کردم بین بچه‌ها.

یک سهم هم به خود اسیر دادم. فرصت نداشتیم اسیر را عقب ببریم و تحویل دهیم. هر جا می‌رفتیم او را هم می‌بردیم و با او مثل نیروهای خودمان رفتار می‌کردیم؛ طوری که به بچه‌های ما علاقه‌مند شده بود.

اسیر یک ستوان بود. مسئول پشتیبانی ما، ناوبان بابازاده، به من گفت: «این اسیر را به من بسپار.» پرسیدم: «او را کجا می‌خواهی ببری؟ می‌خواهی با او چه کنی؟» گفت که می‌خواهد اعدامش کند. ناراحت بود و مثل ابر بهار اشک می‌ریخت. گفتم: «چرا گریه می‌کنی؟» گفت: «آن دو نفر، شعبانی و مزینانی، دوستان صمیمی من بودند. هر دو کشته شدند.

من هم باید این اسیر را اعدام کنم.» گفتم: «که چه بشود؟ چه ربطی دارد! او دیگر سلاح ندارد و در دست ما اسیر است.» ولی او اصرار می‌کرد و با گریه می‌گفت: «اجازه بدهید او را اعدام کنم.» او را عقب راندم و گفتم: «ما قاتل نیستیم اخوی‌! مبارزیم. و طبق قانون داریم از وطنمان دفاع می‌کنیم. قوانین جنگی ژنو می‌گوید اسیر را باید حفظ کنید. حق نداری چنین چیزی از من بخواهی و انتقام شخصی از او بگیری.

معرفی کتاب بدون دلار خوشبخت باش

مریم کمالی در کتاب بدون دلار خوشبخت باش، قصد دارد تا ما را به درک بیشتری نسبت به خداوند برساند. گرچه ما انسان‌ها در تغییر دادن افکار و عقاید دیگران ناتوانیم و بارها در قرآن به این نکته اشاره شده که هیچ‌کس قادر به تغییر دیگری نیست، مگر اینکه خودشان بخواهند. 

پس ما هم تا خودمان نخواهیم، تغییر نمی‌کنیم تا خودمان نخواهیم پیشرفت کنیم، هیچ‌کس قادر به تغییر دادن ما نیست. پس باید یاد بگیریم به جای متهم کردن دیگران دولت و شرایط اقتصادی خودمان را مقصر و مسبب تمام بدبختی‌ها بدانیم.

به دنبال گرانی‌ها و نابسامانی‌های اخیر جامعه و نگرانی‌های مردم از گرانی اجناس و بالا رفتن نرخ دلار، مریم کمالی با مطالعاتی که در کتب مختلف از جمله قرآن داشته، تصمیم به نوشتن کتاب بدون دلار خوشبخت باش را گرفت و خواست به مردم بگوید که اگر ایمان‌تان به خداست و او را منبع رزق و روزی می‌دانید، دیگر این همه نگرانی معنی ندارد. درست است تحمل فشار وارده بر مردم کار سختی است، مخصوصا برای اقشاری که درآمدی ندارند. ولی ما باید با تغییر دیدگاه، با توکل به خدا و سپردن همه امورمان به او به آرامش قلبی برسیم و با رسیدن به آرامش قلبی راه‌های پیشرفت و موفقیت برایمان هموار می‌شود. 

خدا بارها در قرآن گفته الا به ذکرالله تطمئن القلوب با یاد خدا دل‌ها آرام می‌گیرد. شما حرکت و تلاش‌تان را بکنید خودش راه را برایتان می‌گشاید درهای نعمت و روزی را به رویتان باز می‌کند. خدا تنها منبع رزق و بی‌نهایت است و برای کسی که او را باور دارد هیچ کمبود و محدودیتی وجود ندارد اگر ما واقعا به او ایمان داریم چرا مانند قحطی زدگان به دنبال احتکار اجناسیم؟؟ یا چرا رنگ و رویمان پریده که از این بعد با این همه گرانی چه کنیم؟ مگر روزی ما دست دلار و سکه است؟ اگر ما به قدرت خدا ایمان داریم و او را تنها منبع رزق و روزی می‌دانیم با این تفاسیر و با این درکی که از خدا داریم اگر روزی تمام منابع جهان هم تمام شود او از وجود خود همه چیز را دوباره می‌آفریند برای درک این مطلب مثال‌های زیادی در قرآن آمده که به چند تا از آن‌ها اشاره می‌کنیم مثل زنده شدن مردگان بعد از مرگ و طراوت و سر سبزی درختان بعد از زمستان. در آیه ۵۰ سوره روم پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را بعد از مرگش زنده می‌کند در حقیقت اوست که مردگان را زنده می‌کند و او بر هر چیزی تواناست. 

در بخشی از کتاب بدون دلار خوشبخت باش می‌خوانیم:

خوشبختی تنها داشتن یک حس خوب است. در کودکی فکر می‌کردم که فقط هر کس از نظر مالی در رفاه است خوشبخت است ولی چنین نیست تازه به این درک رسیدم که خوشبختی فقط یک حس رضایتمندی‌ست!

خیلی از افراد را می‌شناسم که با داشتن مال و ثروت زیاد زندگی ناآرامی دارند و احساس خوشبختی نمی‌کنند پس می‌شود با اینکه از نظر مالی در رفاه نباشی، احساس خوشبختی بکنی و خوشبخت باشی.

وقتیکه خوشبختی را در زندگیت حس کردی خود به خود وضعیت مالیت هم خوب می‌شود. از نظر من خوشبختی یعنی ایمان داشتن به وجود و قدرت خدا، اگر کسی بداند و ایمان داشته باشد که خدا در تک تک لحظه‌هایش حضور دارد و منتظر یاری رساندن به بنده‌اش است دیگر احساس ناامنی و ترس و بدبختی نمی‌کند.

اگر می‌خواهی خوشبخت باشی در گذشته سیر نکن در حال زندگی کن از امروز تصمیم بگیر شاد و آرام باش نگران گرانی و دلار و وضعیت نابهنجار اقتصادی نباش اگر کسی که واقعا به خدا توکل کند و به وجود او ایمان داشته باشد. می‌داند که او در هر وضعیتی انسان را رها نمی‌کند و تنها نمی‌گذارد و همواره با اوست جایگاه خدا با بالا و پایین رفتن دلار و گرانی در ارتباط نیست او همیشه و همه جا حضور دارد و نگهبانت است. خدای زمان گرانی همان خدای ارزانی ست اگر کسی که به منبع روزی وصل باشد، از هیچ چیز واهمه ندارد. کافیست به وجودش ایمان بیاوری و مطمئن باش که کمکت می‌کند فقط باید بخواهی که راه را به تو نشان دهد و وجودت را از غیر خدا پاک کنی باید. کینه‌ها، نفرت‌ها، بد خلقی‌ها، حسادت‌ها را از وجودت بزدایی باید کلام خود را و قلب خود را پاک کنی. غیبت نکنی نفرین نکنی و همه بدی‌ها را از خود دور کنی و به همه محبت کنی حتی به دشمنت!

فهرست مطالب

مقدمه

حس ناب خوشبختی…

مراحل رسیدن به خوشبختی…

چگونه بر ترس‌هایمان غلبه کنیم؟؟

چگونه مشکلات خود را حل کنیم؟؟

هنر چگونه خواستن…

قایق خوشبختی…

معرفی کتاب بهشت خاردار و چند داستان دیگر

کتاب بهشت خاردار و چند داستان دیگر ترجمه‌ی حیدر شجاعی، مجموعه چند داستان از نویسندگان جهان عرب از جمله می زیاده، چوارچی مقاری و یوسف الخال است.

در داستان بهشت خاردار به نوعی محاوره میان یک استاد پیر با شاگردی جوان نشان داده می‌شود. طه حسین در مقدمه‌ی این کتاب به نقد ادبی می‌پردازد؛ و ضمن این که به برخی از سبک‌های ادبی اشاره می‌کند، در شرح و بیان «مقطوعه» آن را به سرِ تیرى باریک و سبک تشبیه می‌کند که چون از کمان بیرون ‌پرتاب شود، در همان لحظه به هدف اصابت می‌کند، به گونه‌اى که کسى ‌احساسش نمی‌کند.

طه حسین، ادیب و منتقد بزرگ مصر و نویسنده‌ی بهشت خاردار، می‌گوید: من این کتاب را دربارۀ فرد خاصّى ننوشته‌ام. غایت من در اینجا نقد و نقّادى است که در این روزها آن را بى‌گناه مى‌نامند. نقدى که منظورش خود زندگى است! و در ادامه اضافه می‌کند: به خدا سوگند مى‌خورم که غرض من از نوشتن این کتاب چیزى جز این ‌نیست تا جوانان را تشویق دهم که آگاه شوند و آگاهى دهند و تولید کنند و بیافرینند و برایشان فرصت‌هایى پیش آید، بیش از فرصت‌هایى که براى ‌من پیش آمده است و پیروز و موفّق شوند!

در بخشی از کتاب بهشت خاردار و چند داستان دیگر می‌خوانیم:

وقتی که یکى از جوانان نقاش که براى صومعه کار مى‌کرد پیشنهاد کار دولتى داده شد، صومعه او را از این کار منصرف نمود و از وى خواستند در صومعه بماند. هفده سال بعد مرد نقاش بیمار شد و از کار افتاده گشت. صومعه به مدت دو ماه مقدار اندکى به او حقوق مستمرى داد اما سه ماه ‌بعد حقوق او را قطع کرد. مرد گریست و گفت: جوانى‌ام را براى خدمت‌ در معبد صرف کردم.

مگر قول تأمین معاش نداده بودید؟ کشیشان به ‌پلیس خبر دادند تا او را از صومعه اخراج کنند. آنچه با مرد نقاش انجام دادند با نجّار نیز انجام دادند! پس از یک سال و اندى کار کردن در کارگاه نانوایى، یک روز پدر مقدس ازآن جا گذشت و به سوى من اشاره کرد و به یکى از کشیشان گفت: این کشیش جوان با اخلاص کار مى‌کند! این جمله مرا بسیار خوشحال و امیدوارم کرد و یقین داشتم او از عالم ‌غیب آگاه است. مگر نمى‌گویند به مردان مقدّس وحى مى‌شود؟!

چند ماه بعد دوباره نزد من آمد و سلام گرمى کرد و گفت: اى کشیش جوان! من به خاطر کارهایت از تو متشکرم. تو واقعاً یک شیر هستى. به ‌زودى مأموریت مهمّى را به تو خواهم داد. این نخستین مأموریتى بود که براى انجام آن به بیرون از معبد مى‌روم. معبد براى گسترش زمین‌هاى زراعتى‌اش چند هکتار کنار ساحل رود نیل خریدارى کرد. اما خاک این زمین‌ها نیاز به تقویت داشت. از این رو به همراه یک کشیش به استان مجاور رفتیم تا از آن جا چند کامیون خاک ‌بیاوریم. این مأموریت دو ماه به طول انجامید.

اما در طول این مدت، من‌ شاهد بودم کشیش مزبور مرتکب چه خیانت‌هاى بزرگى شده است! او خاک وطن را مى‌دزدید و دستور مى‌داد کامیون‌ها از زمین‌هاى زراعتى‌مردم بگذرد تا معبد را آباد کند! گویى مى‌خواست از مردم بیچاره انتقام ‌بگیرد.

فهرست مطالب

سخنی با خواننده

اسرار: احمد عیثان‌

بهشت خاردار: طه حسین

سندبادنامه: می‌زیاده

اعترافات یک راهب مصرى‌: چوارچی مقاری

زندگی روزانۀ یک سگ: یوسف الخال

معرفی کتاب آسان‌ترین روش ترک سیگار

کتاب آسان‌ترین روش ترک سیگار، پرفروش‌ترین کتاب ترک سیگار در دنیاست. آلن کار در این اثر راهکارهای مفیدی برای ترک سیگار ارائه داده است که باعث تحول بزرگی در زندگی افراد سیگاری می‌شود و این افراد به راحتی می‌توانند آن را ترک کنند.

آلن کار، نویسنده این کتاب ادعا می‌کند که هر کس این کتاب را بخواند و به دستورات آن عمل کند به راحتی خواهد توانست سیگار را ترک کند. تا امروز میلیون‌ها نفر در سراسر جهان توانسته‌اند با استفاده از این کتاب سیگار را ترک کنند پس دلیلی ندارد که شما نتوانید این کار را بکنید.

تنها کاری که شما باید انجام بدهید این است که کتاب آسان‌ترین روش ترک سیگار (The Easy Way to Stop Smoking) را خوب بخوانید و به دستورات آن عمل کنید. زمانی که به فصل “آخرین سیگار” رسیدید تنها چیزی که برای ترک سیگار نیاز خواهید داشت یک تصمیم قاطع است و با این تصمیم شما به راحتی خواهید توانست سیگار را ترک کنید و تا آخر عمر هرگز دوباره دچار این دام نشوید.

کتاب آسان‌ترین روش ترک سیگار نخستین بار در سال ۱۹۸۵ میلادی به چاپ رسید و معروف‌ترین کتاب آلن کار (Allen Carr) به حساب می‌آید؛ زیرا به طور گسترده و در همه جای دنیا بازتاب داشته و جزو پرفروش‌ترین‌ها در جهان شد. هدف از این کتاب آن است که با ارائه طیف وسیعی از روش‌های مختلف، به مردم کمک کند تا سیگار را ترک کنند. روش ترک آسان در اشکال گوناگون شامل کتاب، ویدئو، کاست، سیدی و دوره‌های اینترنتی در دسترس می‌باشد و با آن که سعی شده است برای رسیدن به این هدف از وسایل ارتباطی مختلفی استفاده شود اما روش کار، یعنی آموزش ترک اعتیاد به صورت آسان، یکسان است.

آلن کار نویسنده‌ی کتاب حاضر، در حرفه‌ی حسابرسی فرد بسیار موفقی بوده، اما اعتیاد به کشیدن صد نخ سیگار در روز، وی را از ادامه‌ی زندگی مأیوس ساخت. پس از بارها تلاش برای ترک سیگار و عدم موفقیت، بالاخره وی در سال ۱۹۹۳ موفق به کشف روشی شد که دنیا انتظارش را می‌کشید، یعنی آسان‌ترین روش ترک سیگار. او اکنون صاحب شبکه‌ی گسترده‌ای از کلینیک‌های ترک سیگار در اکثر نقاط جهان می‌باشد و موفقیت وی در کمک به ترک دادن افراد سیگاری، شهرت فوق‌العاده‌ای برای او به همراه آورده است. کتاب حاضر به بیش از ۲۰ زبان مختلف ترجمه شده و از زمان اولین چاپ آن تاکنون در زمره‌ی پر فروش‌ترین کتاب‌های جهان قرار گرفته است.

این کتاب با تمام آثاری که در این زمینه نوشته شده است، متفاوت است. اکثر کتاب‌هایی که در زمینه‌ی ترک سیگار نوشته شده است بیشتر به بحث درباره‌ی مضرات مصرف سیگار می‌پردازند. مثلاً گفته می‌شود که نیکوتین یک ماده‌ی شیمیایی سمی است و استعمال سیگار سبب اختلالات تنفسی، تغییر رنگ دندان‌ها، بوی بد دهان، چروک پوست صورت، کاهش قدرت فیزیکی، سرفه کردن، گلو درد، ضربان قلب شدید، فشار خون بالا و… می‌گردد و بر روی این نکته تأکید می‌کنند که مصرف سیگار عادت زشتی است که باعث بر باد دادن دارایی فرد سیگاری می‌شود. اما نکته اینجاست که با گفتن مواردی که افراد سیگاری خود بهتر از هر کسی می‌دانند چه کمکی به ترک دادن آن‌ها می‌توان کرد؟ این‌ها مشکلات مصرف دخانیات است و بیان آن‌ها صرفاً باعث مضطرب ساختن فرد سیگاری می‌شود و به طور غیر مستقیم وی را وادار می‌کند تا سیگار بیشتری بکشد.

شهرت و موفقیت جهانی کتاب آسان‌ترین روش ترک سیگار به خاطر نوع برخورد نویسنده و دیدگاه وی نسبت به مسأله دخانیات و نیز ارائه راهکارهای عملی در ترک سیگار می‌باشد. آنچه که مانع فرد سیگاری در ترک سیگار می‌شود، ترس است. ترس از این که وی بدون سیگار قادر نخواهد بود از عهده‌ی فشارهای روانی برآید، ازمناسبات اجتماعی و خوردن غذا لذت ببرد، تمرکز کند و… آنچه که افراد سیگاری برای ترک کردن به آن نیازمندند، رها شدن از یک سری احساسات نادرست و تصورات غلط در مورد مصرف سیگار است.

مهارت و توانایی آلن کار در از میان برداشتن این توهمات می‌باشد که باعث می‌شود هوس سیگار کشیدن در فرد سیگاری از بین برود، بدون آنکه وی مجبور باشد برای سیگار نکشیدن همواره از نیروی اراده استفاده کند. چنانچه قصد ترک کردن داشته باشید و در صورتی که درست به توصیه‌های ارائه شده در این کتاب عمل نمایید، بدون شک در مدت زمان کوتاهی خواهید دید که نه تنها به آسانی سیگار را ترک کرده‌اید بلکه از این عمل احساس لذت هم می‌کنید. اگر فردی غیر سیگاری هستید و می‌خواهید بزرگ‌ترین لطف را در حق کسانی که دوستشان دارید و در دام دخانیات گرفتار شده‌اند بنمایید، خواندن این کتاب را به آن‌ها توصیه کنید تا آزادی شان را دوباره به دست آورند.

برخی نظرات درباره کتاب آسان‌ترین روش ترک سیگار:

– با آنکه آلن در کار خود مدعی داشتن تخصص در تغییر رفتار نیست، باید این واقعیت را پذیرفت که در میان این همه روانشناس و متخصص ناخوشی‌های روانی که در ابداع شیوه‌ای ساده و کارآمد برای ترک سیگار عاجز مانده‌اند، وی به موفقیت درخور تحسینی دست یافته است. (دکتر ویلیام گرین رئیس بخش درمان ناخوشی های روانی بیمارستان Matilda در هنگ کنگ)

– با تمام وجود از شیوه‌ی آقای آلن کار در کمک به ترک سیگار حمایت می‌کنم. بسیاری از کلینیک‌های ترک سیگار بعضی از فنون وی را به کار می‌گیرند، اما تعداد بسیار کمی توانسته‌اند مانند آقای آلن کار به طور جامع و موفقیت‌آمیز از این فنون استفاده کنند. (پروفسور جودیس مَکی رئیس شورای کنترل دخانیات در آسیا و مشاور تخصصی دخانیات در سازمان بهداشت جهانی)

– شیوه‌ی به کار گرفته شده توسط آقای آلن کار واقعاً مرا تحت تأثیر قرار داد. یقیناً شهرت و موفقیت وی طبلی تو خالی نیست، بلکه حاصل به کارگیری روشی حرفه‌ای و تخصصی است که نظر هر پزشکی را به خود جلب می‌کند. بنده با اطمینان کامل نظرات طبی نویسنده را تأیید می‌نمایم. (دکتر پی. ام. پرِی)

در بخشی از کتاب آسان‌ترین روش ترک سیگار می‌خوانیم:

در جامعه‌ی ما این موضوع که ترک سیگار بسیار دشوار است به صورت یک حقیقت پذیرفته شده در آمده است. حتی کتاب‌هایی که به منظور راهنمایی افراد سیگاری نوشته شده است، معمولاً با بیان دشواری‌ها آغاز می‌شوند. حقیقت این است که ترک سیگار به طرز عجیبی آسان است. بله، می‌توانم تصور کنم که چقدر در صحت این گفته شک دارید. اما خوب به آن فکر کنید. دویدن مسافتی به طول یک و نیم کیلومتر در مدت کمتر از چهار دقیقه کار دشواری است. شاید برای این کار مجبور شوید سال‌ها تمرینات شدید و سنگین انجام دهید و حتی پس از آن هم از لحاظ جسمی قادر به انجام آن نباشید. بیشتر دست یافته‌های ما به ذهنمان مربوط می‌شود. قبل از اینکه “بانیستر” قهرمان دوی جهان بتواند این رکورد را به واقعیت تبدیل کند، عملاً این کار غیرممکن می‌نمود، اما امروزه این امر برای خیلی از دوندگان چندان هم دشوار نیست.

به هر حال، آنچه که برای ترک سیگار لازم است، سیگار نکشیدن است. هیچکس نمی‌تواند شما را وادار به کشیدن کند. سیگار مانند غذا و نوشیدنی نیست که برای ادامه‌ی زندگی به آن احتیاج داشته باشید. بنابراین، چرا باید کنار گذاشتنش کار مشکلی باشد؟ در واقع کار مشکلی نیست، و این خود فرد سیگاری است که با استفاده از قدرت اراده آن را برای خود دشوار می‌سازد. من روش اراده‌ای ترک سیگار را روشی تعریف می‌کنم که در آن فرد سیگاری وادار می‌شود که احساس کند به نوعی خود را قربانی کرده است. اجازه بدهید به بررسی این روش بپردازیم. ما هیچ وقت قصد نمی‌کنیم که سیگار‌ی بشویم. ابتدا چند نخ سیگار را امتحان می‌کنیم و چون طعم خیلی بدی دارد متقاعد می‌شویم که هر وقت بخواهیم می‌توانیم آن را ترک کنیم. در حقیقت، اولین سیگارها را با اراده‌ی خود می‌کشیم و اغلب در مهمانی‌های دوستانه این مسأله شروع می‌شود. تا به خود می‌آییم، می‌بینیم هر وقت که هوس کنیم سیگار می‌کشیم و این امر به سرگرمی روزمره تبدیل شده است.

فهرست مطالب

پیشگفتار

هشدار

مقدمه

فصل یکم: معتاد تر از خودم به نیکوتین ندیده‌ام

فصل دوم: روش آسان

فصل سوم: چرا ترک سیگار مشکل است؟

فصل چهارم: دام شیطانی

فصل پنجم: چرا سیگار می‌کشیم؟

فصل ششم: اعتیاد به نیکوتین

فصل هفتم: شستشوی مغزی و ضمیر نا خودآگاه

فصل هشتم: تسکین درد ناشی از ترک

فصل نهم: فشار روانی

فصل دهم: بی‌حوصلگی

فصل یازدهم: تمرکز حواس

فصل دوازدهم: آرامش

فصل سیزدهم: سیگارهای همزمانی

فصل چهاردهم: من چه چیزی را ترک می‌کنم؟

فصل پانزدهم: بردگی خود خواسته

فصل شانزدهم: هر هفته مقداری پول پس انداز خواهم کرد.

فصل هفدهم: سلامت

فصل هجدهم: انرژی

فصل نوزدهم: سیگار مرا آرام می‌سازد و به من اعتماد به نفس می‌دهد

فصل بیستم: آن سایه‌های سیاه منحوس

فصل بیست و یکم : فواید سیگارکشیدن

فصل بیست و دوم: ترک سیگار با استفاده از قدرت اراده

فصل بیست و سوم: از کم کردن مصرف سیگار بپرهیزید

فصل بیست و چهارم : فقط یک نخ

فصل بیست و پنجم: نخ کش‌ها، نوجوانان و غیر سیگاری‌ها

فصل بیست و ششم: مخفی کش‌ها

فصل بیست و هفتم: آیا سیگار کشیدن یک رفتار اجتماعی است؟

فصل بیست و هشتم: زمان ترک

فصل بیست و نهم: آیا باز هم هوس سیگار می‌کنم؟

فصل سی ام: آیا اضافه وزن پیدا می‌کنم؟

فصل سی و یکم: از مشوق‌های کاذب دوری کنید

فصل سی و دوم: روش ترک آسان

فصل سی و سوم: دوره‌ی ترک

فصل سی و چهارم: فقط یک پُک

فصل سی و پنجم: آیا ترک سیگار برای من سخت‌تر خواهد بود؟

فصل سی و ششم: دلایل اصلی شکست

فصل سی و هفتم: جایگزین‌ها

فصل سی و هشتم: آیا باید از موقعیت‌های وسوسه انگیز دوری جویم؟

فصل سی و نهم: لحظه‌ی مکاشفه

فصل چهلم: آخرین سیگار

فصل چهل و یکم: آخرین هشدار

فصل چهل و دوم: اظهارنظرها

فصل چهل و سوم: به معتاد در حال غرق شدن کمک کنید

فصل چهل و چهارم: توصیه‌هایی به افراد غیرسیگاری

بیایید به یاری یکدیگر به این رسوایی پایان دهیم

معرفی کتاب صنایع آینده: واکاوی فناوری‌ها و بازارهای پر رونق دو دهه آینده

کتاب صنایع آینده: واکاوی فناوری‌ها و بازارهای پر رونق دو دهه آینده به قلم الک راس، به بررسی اجمالی اقداماتی اختصاص دارد که می‌توانید برای آماده‌سازی فرزندانتان برای موفقیت در دنیای پر از تغییر و رقابت فردا انجام دهید.

فرزندپروری مهم‌ترین کاری است که یک فرد می‌تواند در زندگی خود به انجام برساند. بچه‌های ما وارد دنیایی می‌شوند که کاملا با دنیای ما متفاوت خواهد بود. با بهره‌گیری از هوشمندی نوآورانی که در فصل‌های مختلف کتاب به آنان پرداخته می‌شود، می‌توانیم خودمان و نیز فرزندانمان را برای مسیر اقتصاد دنیای آینده (که البته مدتی است آغاز شده) آماده کنیم.

الک راس (Alec Ross) در کتاب صنایع آینده (The industries of the future) آورده است: وقتی نوجوان بودم، فکر می‌کردم زندگی در ویرجینیای غربی درست همانند زندگی در سایر نقاط ایالات متحده و دنیاست و در واقع، مردم در هر جایی با پدیده افول تدریجی اقتصادی روبه‌رو هستند. با وجود این، وقتی به مناطق دیگری از دنیا سفر کردم، متوجه شدم در دوره افول ویرجینیای غربی، برخی مناطق دیگر شاهد رشد و شکوفایی بودند.

این کتاب برای همه کسانی نوشته شده که می‌خواهند از اثراتی که موج بعدی نوآوری و جهانی‌سازی بر کشورها، جوامع و خودمان دارد آگاه شوند.

با وجود اینکه بسیاری از مردم از این نوآوری‌ها منتفع خواهند شد، برخی افراد نیز بهره کلانی از آن خواهند برد و برخی نیز از بسیاری از مزایای این نوآوری‌ها محروم خواهند بود. برخلاف موج قبلی جهانی‌سازی و نوآوری مبتنی بر فناوری دیجیتال که سبب شد بسیاری از مردمان ساکن در بازارهای دارای نیروی کار ارزان از فقر خلاص شوند، موج بعدی نوآوری نیز طبقات متوسط در کشورهای مختلف جهان را متحول می‌سازد و بسیاری از این افراد ممکن است بار دیگر به زیر خط فقر بازگردند.

موج قبلی موجب ایجاد تحولاتی اساسی در همه کشورها و جوامع انسانی شد. موج بعدی نوآوری نیز موجب پیشرفت هرچه بیشتر اقتصادهای پیشرو در این حوزه‌ها شده و در عوض بسیاری از طبقه‌های اجتماعی متوسط در کشورهای توسعه‌ یافته را با مشکلاتی روبه‌رو می‌سازد.

نوآوری با خود فرصت‌ها و تهدیدهای زیادی به همراه می‌آورد. همان نیروهایی که موجب پیشرفت‌های جدی در زمینه خلق ثروت و جنگ می‌شود، می‌تواند به یک هکر امکان سرقت اطلاعات شخصی شما یا حتی هک کردن خانه‌تان را بدهد. رایانه‌ای که می‌تواند موجب سرعت‌بخشی به فرآیند بررسی استاد حقوقی شود می‌تواند در نهایت نیاز بازار به وکلاء و مشاوران حقوقی و کاهش تعداد آن‌ها شود.

در بخشی از کتاب صنایع آینده می‌خوانیم:

کشورهای مختلف همیشه سعی کرده‌اند اثرات نامطلوب ناشی از جنگ‌ها را کاهش دهند. آن‌ها همواره کوشیده‌اند دامنه یا تعداد نبردها با کشورهای دیگر را کاهش داده یا از شیوه‌هایی بهتر برای کم کردن آسیب‌های ناشی از جنگ استفاده کنند. همواره در طی تاریخ دیده‌ایم که اصول مذهبی، اخلاقی و انسانی به‌ عنوان عاملی بازدارنده برای محدود کردن پیامدهای ناخوشایند درگیری‌های نظامی به‌ کار رفته است.

پیمان‌های مختلفی طی قرن گذشته به‌ منظور ایجاد محدودیت برای کشورها برای حمله به کشورهای دیگر تدوین شده است. کشورهای مختلف همواره کوشیده‌اند بین نیروهای نظامی و افراد غیرنظامی، جبهه جنگ و پشت جبهه و نیز بین جنگ منصفانه و نبرد ناجوانمردانه تمایز قائل شوند.

با وجود این، نبرد سایبری شکل جدیدی از مناقشه بین کشورهاست که در قرن بیست‌و‌یکم شکل گرفته و به همین دلیل، قوانین و مقرراتی که در قرن بیستم برای نبردهای مسلحانه بین کشورها تدوین شده کاربردی برایش ندارد. شاید پس از پیشرفت بشر در طراحی و تولید سلاح هسته‌ای، استفاده از کدهای رایانه‌ای به‌ منظور حمله به دشمن را بتوان اصلی‌ترین تحول چشمگیر در حوزه جنگ دانست.

همچنین رشد سریع این حوزه سبب شده جبهه‌ای جدید برای نبرد کشورها با هم ایجاد شود که هنوز هیچ قاعده و قانون پذیرفته شده‌ای برایش وجود ندارد. برخی کشورها می‌کوشند راهی برای تدوین قوانینی جهانی به‌ منظور محدودسازی نبردهای سایبری بیابند. با وجود این، اختلاف‌ نظر بین کشورها در این زمینه به‌ حدی گسترده است که امید چندانی برای دستیابی به توافقی جامع و بین‌المللی در این خصوص وجود ندارد.

فهرست مطالب

مقدمه مترجمان

مقدمه

جنبه منفی جهانی‌سازی

کودکی‌ام در دوره پیش از تحول

جنبه مثبت جهانی‌سازی

صنایع فردا

فصل اول: ربات‌ها در راهند

ربات‌ها وارد می‌شوند

رباتیک و گستره جغرافیایی

ربات‌های انسان‌نما

آیا تکینگی واقعا روی می‌دهد؟

واکاوی آینده رباتیک

رباتیک در پزشکی

ربات‌ها و مشاغل

فصل دوم: وقتی انسان قابل برنامه‌ریزی می‌شود

ژنومیک و درمان سرطان

هک کردن مغز

پیامدهای ناخواسته

ریه خوک و ماموت‌های پشمالو

رقابت برای تسلط بر دنیای ژنومیک

کشوری که عقب ماند

نوآوری برای همه

تمام چیزهایی که در مورد علوم زیستی می‌دانیم در حال تغییر است

فصل سوم: مجازی‌سازی پول، بازار و اعتماد

پول مجازی، سایت اسکوئر

گسترش بازار مجازی

رمزنگاری اقتصاد در کشورهای آفریقایی

اقتصاد اشتراکی و اعتماد مجازی

آینده بازارهای مجازی

بیت‌کوین و بلاکچین

خطر هک شدن

بلاکچین و ساختار سنتی اقتصاد

بلاکچین به‌عنوان پروتکلی برای آینده

آینده اعتماد رمزنگاری‌شده

چشم‌انداز آینده پول دیجیتال

فصل چهارم: امنیت سایبری

انواع حملات سایبری

هوا، زمین، دریا، فضا و فضای سایبری

هیچ‌چیز از حملات سایبری مصون نیست

عملیات محرمانه: حتی جاسوس‌ها هم به وحشت می‌افتند

حمله روسیه با قوای سایبری

از جنگ سرد تا جنگ سایبری

حوزه پردرآمد مقابله با حملات سایبری

نتیجه‌گیری

فصل پنجم: داده‌: ماده خام عصر اطلاعات

نه میلیارد نفر باید غذا بخورند

فین‌تک: تحول در دنیای مالی

سنگ‌های بینا

رسوایی‌ اخلاقی، در انتظار همه شهروندان خواهند بود

اعداد و ارقام در هر گوشه از زندگی ما

داده‌های گنگ

فصل ششم: جغرافیای بازارهای آینده

حوزه تخصص

شهرها به‌عنوان قطب‌های نوآوری

چشم‌اندازی تاریک و هراس‌انگیز

در قرن بیست و یکم دیگر نمی‌توان همه جوانب زندگی شهروندان را کنترل کرد

نیمی از جهان

چین و ژاپن به ما چه می‌گویند؟

فرزندان عصر دیجیتال

برای همیشه عقب‌مانده یا با جهشی بزرگ؟ آفریقا: قاره‌ای

نتیجه‌گیری

مهم‌ترین وظیفه ما در آینده

معرفی کتاب جاده جنگ – جلد ۱۰

کتاب جاده جنگ – جلد ۱۰ نوشته‌ی منصور انوری، از روز سوم شهریور ۱۳۲۰ و ماجرای هجوم روس‌ها به کشور از شمال شرقی خراسان به ایران و اشغال کشور توسط متفقین آغاز می‌شود و با پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به اتمام می‌رسد.

موضوعات رمان ده جلدی «جاده جنگ» بر اساس واقعیات تاریخی شکل گرفته‌اند و گویای نیم قرن از حوادث تاریخ ایران‌اند. فضای اصلی این رمان هم کل کشور، به خصوص جاده شاهرود است که نقشی کلیدی در وقایع اصلی ابتدا و انتهای رمان دارد و به نوعی سمبلی از جنگ بی‌پایان است.

منصور انوری نویسندگی را از سال ۱۳۶۴، با داستان کوتاه «بی ‌بی ‌سی» آغاز کرد. پس از آن مجموعه داستان «مصافحه با ارواح» را نوشت. او تا کنون داستان‌ها و رمان‌های چند جلدی گوناگونی با موضوع دفاع مقدس، انقلاب و تاریخ ایران نوشته است. رمان ده جلدی «جاده جنگ» انوری برنده جوایز ادبی کتاب فصل، قلم زرین، کتاب سال و جلال آل احمد شده است.

این جاده جنگ است که روس‌ها با ابزار و ادوات جنگی‌شان هموار کرده‌اند و آغاز جاده، شرق ایران است. اما پیش از آنکه قوای روس به بهانه دفاع از ایران در مقابل آلمان‌ها به این سرزمین حمله کنند، همه چیز در آرامش بوده است. اصلاً جلد نخست از رمان بلند بالای «جاده جنگ» از آن‌جا آغاز می‌شود که یک سوار با زنی زیبا‌روی در هاله نقره‌گون سپیده‌دم به قریه ساکت بینالود می‌رسند.

در بخشی از کتاب جاده جنگ – جلد ۱۰ می‌خوانیم:

در حالی که هریک از دو سرنشینِ کامیونک چای جهان در فکر خود و رؤیای دور و دراز خود بود، کامیون در سرازیری میدان پربرف بینالود سُرید و مقابل کافه بهار توقف کرد. راننده پوزخندی زد و گفت: «خب، بالاخره سرکار استوار ما، پس از بیست سال دوری از وطن، به خانه برگشت!»

استوار هیجان‌زده دستی به سر و چهره‌اش کشید. عینک دودی‌اش را روی صورت مرتب کرد و لبه‌ی کلاه نظامی‌اش که کمی روی سرش لق می‌زد را تا روی ابرو پایین کشید. تک‌سرفه‌ای کرد و سینه‌اش را جلو داد و آماده شد تا از کامیون پیاده شود. دکتر نیز مزورانه لبخند می‌زد و در انتظار عکس‌العمل مردم از دیدن هم‌ولایتی خود پشت فرمان نشسته بود. بهتر بود از این لحظه به بعد استوار را به حال خود بگذارد و دورادور نظاره‌گرش باشد. با اشاره‌ی دست به بیرون، گفت: «بفرمایید، سرکار استوار! به بینالود خوش اومد‌ید!»

استوار، که چهره‌اش از هیجان دیدار پس از بیست سال گر گرفته بود، دست لرزانش را دراز کرد و دستگیره را گرداند. درِ کابین باز شد و هوای سرد سوزنده‌ای به درون آمد. از درگاهی کافه، صورتی دراز با سبیل‌های باریک پست و بلند، با لب‌هایی که از فرط حیرت نیمه‌باز و به یک سمت کج شده بود، به استوار خیره شده بود. سرکار استوار، بلافاصله، رمضان را شناخت و موجی از شادی قلبش را درنوردید، اما به احساسات خود مسلط شد و لبخندش را محو کرد و عینک دودی‌اش را پس و پیش کرد و با احتیاط قدم در میدان گذاشت.

معرفی کتاب انتخاب عشق (ورود به رابطه‌ای جدید و آگاهانه)

کتاب انتخاب عشق (ورود به رابطه‌ای جدید و آگاهانه) نوشته‌ی باربارا دی آنجلیس، راهنمایی درخشان، نیروبخش و موثر را پیش روی شما قرار می‌دهد تا از سطح رابطه‌تان فراتر رفته و عشق که قدرتمندترین نیروی معنوی در زندگی است به وجود آید. امروز بیش از هر زمان دیگر، نیاز داریم که معنی انتخاب عشق را بدانیم.

بیشتر ما زندگی را برای عشق می‌خواهیم. با این حال،‌ عشق صرفا یک احساس، رفتار و یا ارتباطی میان دو نفر نیست؛ بلکه میدانی بی‌حد و حصر از انرژی الهی و در واقع طبیعت واقعی ماست. به اعتقاد باربارا دی آنجلیس در قلب ما قدرتی بسیار بزرگتر از آنچه می‌توانیم تصور کنیم،‌ وجود دارد؛ این قدرت عشق است. این قدرت بی‌پایان، متعالی و عظیم نیروی حیات است که در وجود ما می‌تپد و به هر چیزی که آن را لمس کنیم معنا می‌بخشد. 

هر یک از ما در جستجوی یک تجربه مرموز، بی رمق، پرشور و گاهی گمراه کننده برای تجربه عشق هستیم. عشق صرفا یک احساس، رفتار یا حتی پیوندی نیست که شما با فرد دیگری احساس می‌کنید، بلکه یک میدان ارتعاشی و نور خیره کننده و بی‌حرکتی است که انرژی الهی بی‌نهایتی را دارد که به طور طبیعی برای ما ضروری است. برای جستجوی یک عشق واقعی، ناگزیر هستید که آن را کشف کنید.

باربارا دی آنجلس (Barbara De Angelis) در کتاب انتخاب عشق (The choice for love: entering into a new, enlightened relationship with yourself, others & the world) شما را به سفری مقدس به سمت وجود کل دعوت می‌کند و گشایشی را نوید می‌دهد که به واسطه آن به سوی اقیانوس پرشکوه و بی‌کران عشق هدایت می‌شوید.

 باربارا دی آنجلیس متولد ۱۹۵۲ او کارشناسی ارشد خود را در رشته روان شناسی، از دانشگاه سیرا و دکترای خود را از دانشگاه کلمبیا پاسیفیک اخذ کرده است. آنجلیس خالق برنامه‌ی تلویزیونی «بگذار عشق کار خود را انجام دهد» بود؛ که جایزه‌ی بهترین برنامه‌ی تلویزیونی را از آن خود کرد؛ صدها میلیون نفر در سراسر دنیا بیننده این برنامه بودند و در نوع خود، موفق‌ترین برنامه درباره‌ی عشق و روابط عاشقانه بود. بدون شک باربارا دی آنجلیس یکی از تأثیرگذارترین آموزگاران زمان ما در زمینهٔ روابط و رشد شخصی است. او یکی از پرفروش‌ترین نویسندگان در زمینهٔ روانشناسی و شخصیت محبوب تلویزیونی و از سخنران انگیزشی است، باربارا از پیشگامان در زمینهٔ تغییر شخصیت است و یکی از اولین کسانی بوده است که به عمومیت این ایده را داده است.

جملات برگزیده کتاب انتخاب عشق:

– همه‌ی ما برای عشق ورزیدن به دنیا آمده‌ایم. این، اصل و تنها هدف وجود است.

– تنها یک راه به بهشت هست؛ بر روی زمین، ما آن را عشق می‌نامیم.

– قلب کانون تمام مکان‌های مقدّس است. به آنجا برو و در آن سیر و سیاحت کن.

– من جهان را با عشق پُر خواهم کرد و بر روی زمین بهشتی خواهم آفرید.

– ما به جای خلق عشق تمام‌عیار، زمان را با جست‌وجو برای رسیدن به عاشق تمام‌عیار هدر می‌دهیم.

– قلب من، ظرف زرّین من است که با آن، هر روز خدایم را خدمت می‌کنم.

در بخشی از کتاب انتخاب عشق می‌خوانیم:

گاهی اوقات به دلیل مشکلاتی که تحمل کرده‌ایم به غلط احساس می‌کنیم که شایسته‌ی دوست داشته شدن نیستیم. بعد به روح خدا قدرت برتر می‌گوییم: «ای خدا،‌ ای کائنات،‌ ای روح (یا هرچه که باور دارید) مرا ببخش، آیا چهره‌ی مرا می‌بینی؟ من شاد نیستم. من از این وضع ناراحتم، اما کاری هم نمی‌کنم. چه گفتی؟ تو از من می‌خواهی که عاشق باشم؟ فراموشش کن، تو عشق مرا نمی‌بینی چون من از این وضع و بودن با تو خوشحال نیستم!»

من این را «اعلام رسمی شاد نبودن» شما می‌دانم. این وضعیت مانند شرایط کسی است که می‌گوید: «دارم نامزدی‌ام را رسماً به فرماندار اعلام می‌کنم.» افراد زیادی را می‌شناسم که آسوده راه می‌روند و به هر کس که می‌بینند می‌گویند غمگین و ناراحت‌اند، نه الزاماً با کلمات، بلکه با نگرش‌ها و ارتعاش‌های خود. آن‌ها این حالت را به وضوح بیان می‌کنند و می‌گویند که از زندگی، از انسان‌ها و از شرایط موجود ناامیدند.

اگر دارید به راه خود می‌روید، در این صورت باید بدانید که کسانی می‌خواسته‌اند انرژی خلاق شما را از شما بگیرند. این مانند این است که آن‌ها در یک استخر بزرگ و آلوده از ناامیدی افتاده‌اند. «من از مادرم، از همسرم و شریک تجاری‌ام ناامید هستم. حتی از شما هم ناامیدم!»

قطع رابطه از عشق، حیات ما را به خطر می‌اندازد. تداوم نگرانی‌ و بیان درد و رنج، تنها ما را به سمت نابودی سوق می‌دهد. حدس بزنید که این وضعیت چه بلای دیگری بر سر ما خواهد آورد؟ این شرایط امکان وقوع اتفاقات فرخنده‌ای را که ما منتظر آن‌ها هستیم به تعویق می‌اندازد، چون ما با چنان ناامیدی زیادی در حال ارتعاش هستیم که ظرفیت ما را برای پذیرش چیزهای خوب محدود می‌کند.

ما نمی‌توانیم و نباید تنها به دلیل اینکه از شرایط موجود راضی نیستیم، از عشق ورزیدن امتناع بورزیم.

فهرست مطالب

پیشگفتار

بخش اول: رابطه‌ای تازه‌ با عشق

۱٫ عشق همه جا هست: بازگشت به خانه از آستانه‌ی زیبای قلب

۲٫ ذوب شدن بزرگ شفای رابطه با عشق

۳٫ بازگشایی رشته‌های قلب و وصل کردن مداربندی مقدّس‌ شما

۴٫ عشق ورزیدن به مغز بیدارتان

بخش دوم: شفای واقعی برای قلب‌ شما

۵٫ ترک‌کردن‌های لازم

۶٫ شفقت شجاعانه زیستن با قلب ذوب شده

۷٫ عشق ورزیدن بیشتر به خویشتن

۸٫ کندن زمین برای رسیدن به طلا در گِل‌و‌لای

بخش سوم: زندگی با عشق، اکنون بیش از هر زمان دیگر

۹٫ حکمت نجواگر قلب

۱۰٫ دروازه‌هایی به سوی عشق

۱۱٫ خدمت به جهان با قلبی بیدار

۱۲٫ عشق، اکنون بیش از هر زمان دیگر

معرفی کتاب صوتی سرگذشت دانه‌ی برف

کتاب صوتی سرگذشت دانه‌ی برف اثر صمد بهرنگی، از سوی خیریه کودکان فرشته ایرانیان (کودکان فرشته‌اند) با صدای بنیامین یکی از کودکان بستری در بیمارستان تولید شده است.

این کتاب صوتی درباره‌ی دانه‌ی برفی است که سرگذشت خود را برای کودکی که از پنجره نظاره‌گر بارش برف است، روایت می‌کند.

صمد بهرنگی بهترین نویسنده ادبیات کودک و نوجوانان ایرانی شناخته می‌شود که درباره مضامینی چون اندیشیدن و آزادی در آثار خود نوشته است. کتاب ماهی سیاه کوچولو بهرنگی کتاب برگزیده کودک در سال ۱۳۴۷ شد، همچنین جایزه ششمین نمایشگاه کتاب کودک در بلون ایتالیا را دریافت کرده است.

در قسمتی از کتاب صوتی سرگذشت دانه‌ی برف می‌شنویم:

من از شوق زمین دل تو دلم نبود. مدتی گذشت. ما همه نیمی آب بودیم و نیمی بخار. داشتیم باران می شدیم. ناگهان هوا چنان سرد شد که من لرزیدم و همه لرزیدند. به دور و برم نگاه کردم. به یکی گفتم: چه شده؟ جواب داد: حالا در زمین، آنجا که ما هستیم، زمستان است. البته در جاهای دیگر ممکن است هوا گرم باشد. این سرمای ناگهانی دیگر نمی‌گذارد ما باران شویم. نگاه کن! من دارم برف می‌شوم. تو خودت هم… 

رفیقم نتوانست حرفش را ادامه بدهد. برف شد و راه افتاد طرف زمین. دنبال او، من و هزاران هزار ذره‌ی دیگر هم یکی پس از دیگری برف شدیم و بر زمین باریدیم. 

فهرست مطالب

۶ دقیقه

سرگذشت دانه‌‏ی برف

معرفی کتاب مجموعه مقالات نخستین همایش عصب‌شناسی زبان

کتاب مجموعه مقالات نخستین همایش عصب‌شناسی زبان نوشته شهلا رقیب دوست، به بررسی نقش شفافیت معنایی در پردازش اسم‌های مرکب غیر‌فعلی در زبان فارسی، شواهدی از بیماران زبان‌پریش بروکا، می‌پردازد.

نخستین هم‌اندیشی مطالعات عصب‌شناسی زبان به همت انجمن زبان‌شناسی ایران و دانشگاه تربیت مدرس در اول دی ماه ۱۳۹۰ برگزار شد. این هم‌اندیشی مجالی را فراهم ‌آورد تا پژوهشگران و علاقه‌مندان به این حیطۀ علمی گردهم‌ آیند و با طرح مسائل و دیدگاه‌های جدیدی از این شاخه‌ میان‌رشته‌ای نوین و تبادل اطلاعات روزآمد گامی در جهت معرفی هر چه بهتر آن بردارند.

پس از دهه‌ها تلاش بی‌وقفه اندیشمندان برای مطالعه‌ی زبان و مغز از زاویه‌ای زبان‌شناختی، اکنون ما شواهد انبوهی از منابع گوناگون در اختیار داریم که افق‌های تازه‌ای را در پهنه عصب‌شناسی زبان به روی ما می‌گشاید، و آگاهی از آن‌ها پرده از رازهای بسیاری در جهت شناخت این دو پدیده شگفت‌انگیز برمی‌دارد. سامان‌دهی جلسات این هم‌اندیشی نیز با این هدف صورت‌ گرفت که موضوعات سخنرانی‌ها طیف متنوعی از مباحث مهم عصب‌شناسی زبان شامل نظریه‌های زیست‌شناختی زبان، پردازش واژگانی و زبان‌پریشی‌، قضاوت نحوی و کم‌شنوایی، رابطۀ زبان و موسیقی، فرایند نوواژه‌سازی و سازوکارهای عصب‌روان‌شناختی آن و رابطۀ اختلالات نحوی و ساختار مغز را در بر گیرد. مجموعۀ حاضر شامل شش مقاله‌ای است که در این جمع هم‌اندیشی به ‌صورت سخنرانی ارائه‌ شده‌اند.

در بخشی از کتاب مجموعه مقالات نخستین همایش عصب‌شناسی زبان می‌خوانید:

نوواژه‌سازی یک ضرورت ناگزیر برای زبان جامعه است که گاهی نهادهایی (مانند فرهنگستان زبان) نیز در زمینه ی آن فعال ‌می‌شوند و کارشناسانی برای آن تربیت و یا استخدام ‌می‌گردند. آنگاه، پس از آن که نوواژه ی مورد نظر ساخته ‌شد، در جامعه، به منظور کاربرد همگانی معرفی‌ ‌می‌شود. این در حالی است ‌که درحوزه ی روانشناسی و عصب‌شناسی زبان، نوواژه‌سازی در افرادی بررسی ‌می‌شود که لفظی نو را برای برآوردن نیاز شخصی یا دلالت بر مفهوم درون ذهن خود می‌سازند؛ بنابراین، نوواژه فقط برای شخصی که خود، آن را ساخته معنی دارد و به‌ اصطلاح، مشتری اول و آخر آن، خود اوست. کاربرد همگانی نوواژه‌های جامعه، به ورود آن به واژگان زبان آن جامعه می‌ا‌نجامد و به این‌ ترتیب، با واژه ‌شدن، از مرحله ی نوواژگی می‌گذرد. بنابراین، الفاظی که امکان خروج طبیعی از نوواژگی و ورود به واژگان یک زبان را دارند؛ یعنی می‌توانند واژه شوند، در چارچوب تعریف روانشناسان از نوواژه‌سازی قرار نمی‌گیرند. نشانه‌شناسان زبان نیز چنین الفاظی را که قابلیت رسانگی نداشته ‌باشند واژه به شمار نمی‌آورند، زیرا دیگران دلالت آن را نمی‌فهمند (اکو، ۱۹۷۹). نگارنده نیز با تردید، نوواژه‌سازی را به جای نئولوژیسم در روانشناسی به کار می‌برد، بویژه در مورد بیماران اسکیزوفرنیک و زبان‌پریش که چنان که خواهیم‌ دید، همان لفظ نامفهومی هم که می‌سازند «یکبارمصرف» است و دیگر تکرار نمی‌شود.

فهرست مطالب

رهیافت شناختی و عصب‌شناختی جدید به ناساز‌گاری یافته‌های روانشناختی – عصب‌شناختی و داده‌های حاصل از تصویربرداری‌های پیشین مغز در تحلیل زبان‌پریشی و موسیقی‌پریشی

تحلیل زبان‌شناختی قضاوت دستوری ساخت‌های موصولی در کودکان کم‌شنوا

رابطه‌ی اختلالات نحوی و ساختار مغز: شواهدی از بیماران دستورپریش فارسی‌زبان

بررسی نقش شفافیت معنایی در پردازش اسم‌های مرکب غیر‌فعلی در زبان فارسی: شواهدی از بیماران زبان‌پریش بروکا

ویژگی‌های نوواژه‌سازی در کودکان، بیماران اسکیزوفرنیک با علائم مثبت و بیماران زبان‌پریش (بر اساس بررسی مقایسه‌ای)

پرسش‌های معرفت‌شناختی درباره‌ی مبانی زیست‌شناختی زبان

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای فصلنامه علوم زمین محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.