معرفی کتاب عاشقانه‌های انتظار

انتظار، تخلص شعری الهام حمادی شاعر معاصر کشورمان است و کتاب عاشقانه‌های انتظار، حکایت دل او، در میان روزمرگی‌ها و شنیده‌هایش محسوب می‌شود.

در هر شعر این کتاب، داستان و حادثه‌ای رخ داده که روح شاعر را به تصویر کشیدن آن لحظه فراخوانده است؛ تا بتواند دلی را به وجد آورد.

در بخشی از کتاب عاشقانه‌های انتظار می‌خوانیم:

میان من و محبوب، گشته حائل گناه

و از سوی دگر، یک غریبه رسیده از راه

چه سازم با این دو درد‌ای جان من

دگر نمانده مرا را هی، به جز حسرت و آه

گناه یأس، می‌سازدم از تو دور راه به راه

و این غریبه با اشک‌هایش، می‌کند عمرم تباه

توبه کرده‌ام، من از دیدار هر که غیر تو

قسم خورده‌ام، نگیرم جز به دامانت پناه

حتی اگر عالم زند بر من زخم‌ها بی تو

یا بنامد عاشقت را، رسوایی روسیاه

دست ز دامان تو، بر نمی‌دارم‌ ای جان

که کس ننوشت، بر انتظار، عاشق نیمه راه

فهرست مطالب

مقدمه

چقدر زود دیر شد!

مسافر آسمان

شب میلاد مصطفی (ص) و امام جعفر صادق (ع)

نیامدی

ای تو هم درمان و هم دردم

آن سواره می‌آید!!

من و تو

توعشق نازنینی

چرا رفتی، چرا موندم؟!

دنیای من و دنیای تو

عشقی است که مرا، با تو معنا می‌کند

تو چاره ای

پرنده‌ام تو پر بزن

اتل و متل

قِصّه یک پرستو

زندگی

امروز در کنارم…

چشمان سیاه

دوباره یک پنجره

چه شود؟!

مژده دادند

حالا تمام لحظه هایش، جز انتظار نیست

خداحافظ

دوستت دارم!

در ذکر امام علی (علیه السلام)

یک تصویر رؤیایی

شنیدم که حساسی

چه بازیگوشی!!

آمد، مجنونی دگر

دلم را دگر تاب نیست

تعبیر ناب خوابم!

صدایم کن

هستی م را ربود!

توبه کرده ام… . .

یک عمر

خنده کن!

کاش می‌شد

گویی…

چه خواهد شد؟!

باور کنم یا نکنم؟!

به وصالش هم دوا می‌کردی

دلم نمی‌تونه بگه، خدا نگهدار!

اتل متل

یا علی علیه السلام

پرنده‌ی عشق منی

… گر چه مرا ندیدی

آسان که نیست!

جام عشق

کودک آرزوهایم

عهد

بیا!

دعایت می‌کنم

در ذکر فاطمه زهرا «سلام الله علیها»

تا قبل تو

بیا‌ای یار شیرینم

مرد باش!

مُعلّم

زندگی دادی زندگی را

تو لایق‌ترین مرد دنیایی

بیا‌ای قرار بی قراری‌های من!

تنهاتو را دارم!

فریادهای حیدری

ما می‌ایستیم از برای هم

زودی بیا…

زندگی را رنگ کن

دیو سیاهی

بخاطر تو زنده ام

از چی بی تابی؟!

تو باید صاحب قلب من باشی

مرد من و باش و بس

صدای عشق

از تو ممنوم

عاشق باش بر من

عشق من در چه حالی؟!

در وجودم خانه داری

از کجا آمدی؟!

شیر باش!

دو تا عاشق، دو تا مرهم!

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای فصلنامه علوم زمین محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.