معرفی کتاب پشت پرده‌ی سیاه

کتاب پشت پرده‌ی سیاه، داستانی پلیسی جنایی به قلم مسعود بطحائی است.

در بخشی از کتاب پشت پرده‌ی سیاه می‌خوانیم:

سعی می‌کردم هنگامی که با مهتاب هستم، سراغ اخبار نروم؛ ولی به محض جدا شدن از او، سرم را توی گوشی می‌کردم. با سرعت زیاد خودم را به خانه می‌رساندم. قبل از هر کاری لپ‌تاپ را روشن می‌کردم. سایت‌های خبری مثل اتاق‌های تودرتویی بودند که برای باز کردن در بعدی نیازی به وسوسه نبود و خودم با سر وارد می‌شدم. گاهی مثل خبرنگارها، یک خبر را از منابع مختلف دنبال می‌کردم. از کنه خبرها این دستگیرم شد که خشونت دیگر نیازی به دلیل ندارد، بلکه مثل حشرات خود لقاح، خودش، خودش را تولید می‌کند. قاتلین، نقشه‌کشان ماهر داستان‌های جنایی نبودند، بلکه از روی خشم به جنایت دست می‌زنند؛ و خشم، نتیجه‌ی کمبود است. از کمبود ویتامین «ب» تا کمبود فرهنگی، اقتصادی و فشارهای اجتماعی.

در یکی از سایت‌ها که به حوادث اختصاص داشت، خبری نظرم را جلب کرد: «شب گذشته، پلیس جسد مثله‌ شده و سوخته‌ی زنی را در بخش پایین‌ دست اتوبان قم پیدا کرده است.» خبرنگار طی گزارشی اعلام کرده بود که جسد بعد از مثله‌ شدن، توسط مواد مشتعله مانند بنزین به آتش کشیده شده. پلیس به دزدی ظنین نبوده، زیرا انگشتر طلا در انگشتان سوخته‌ی مقتول وجود داشت. سرهنگ احسانی، رئیس پلیس آگاهی، با اعلام این‌که جسد برای بررسی بیشتر به پزشکی قانونی منتقل شده است، اضافه کرد: «پلیس بهترین مأمورین خود را برای این پرونده به کار خواهد گرفت تا مجرم یا مجرمین را به دست عدالت بسپارد.»

جمله‌ی اصلی که در آخر گزارش آمده بود، اعلام می‌کرد که این چندمین مورد از قتل زنان با این شیوه است که در طی هجده ماه گذشته اتفاق افتاده. پایین خبر، آدرسی بود که به خبرهای مرتبط قدیمی ارجاع می‌داد. صفحه‌ی جدید با تیتر درشت از بالا بارگذاری می‌شد: «جسد قطعه‌ قطعه شده و سوخته‌ی یک زن در حوالی تهران کشف شد.»

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای فصلنامه علوم زمین محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.