معرفی کتاب روزهای مطالعه

کتاب روزهای مطالعه مجموعه‌ای از مقالات الهام‌بخش مارسل پروست است که به شرح لذات و بهره‌هایی که از کتاب خواندن نصیب‌مان می‌شود می‌پردازد.

برخی از کتاب‌ها در طول تاریخ باعث تحول جهان شده‌اند و شیوه‌ی نگاه ما را به خودمان و دیگران تغییر داده‌اند. آن‌ها در مباحث، اختلافات عقاید، جنگ‌ها، انقلاب‌ها و زندگی‌های بسیاری تأثیر داشته‌اند. روزهای مطالعه (Days of reading)، از جمله آثاری است که باعث شناخت شما با کارهای متفکران بزرگ، پیشگامان، اصلاح‌طلبان و طالع‌بینان می‌‌‌شود.

آغوش گروهی از افراد همواره به روی‌مان باز است. این افراد تا زمانی که بخواهیم برای ما حرف می‌‌زنند، بدون اینکه کار و طبقه‌‌ی ما برایشان مهم باشد؛ با بهترین لغات ممکن ما را خطاب قرار می‌دهند و از صادقانه‌ترین احساسات‌شان می‌گویند. از جایی که این اجتماع بسیار پرجمعیت و بسیار مهربان‌اند، می‌توانند تمام روز در اتاق‌های کوچک‌ و قفسه‌های کتابخانه منتظر ما باشند. آن‌ها کتاب‌هایی هستند که بزرگترین درس‌ها را به ما می‌دهند.

مارسل پروست (Marcel Proust)، نویسنده و مقاله‌نویس فرانسوی در این اثر می‌گوید که چرا کتاب می‌خوانیم. همچنین به شرح زیبایی آثار راسکین و لذت گم شدن همچون کودکی در دنیای ادبیات پرداخته است. او به دلیل نگارش اثر عظیمش با عنوان در جستجوی زمان از دست‌ رفته، یکی از بزرگترین نویسندگان تاریخ ادبیات قلمداد می‌شود.

در بخشی از کتاب روزهای مطالعه می‌خوانیم:

عزم کرده بودم یکی از این ساعت‌هایی را که در پی‌اش دیگر نمی‌توانستم کلمه‌ای به زبان بیاورم یا حتی شیر بنوشم، و زبانم چون زبان مادربزرگ محتضرم در دهانم چفت می‌شد را صرف آن کنم که نامه‌ای به عذرخواهی برای مادام موله و پیام تسلیتی برای خانم سازرا بنویسم. اما پس از چند دقیقه فراموش کردم، چه فراموشی فرخنده‌ای، چون اندیشه کارم مراقبم بود و ساعتی را که به من مهلت زنده ماندن داده شده بود، صرف چیدن نخستین پی‌های اثرم می‌کرد. متاسفانه، چون دفتری را برای نوشتن پیش کشیدم کارت دعوت مادام موله از لایش بیرون سرید و به چشمم آمد. “من” فراموشکارم که بر دیگری چیره بود، چنان که نزد همه وحشی‌های ملاحظه‌ کاری که در شب نشینی شرکت داشته‌اند دیده می‌شود، بی‌درنگ دفتر را پس زد و نامه‌ای برای مادام موله نوشت (که در ضمن اگر می‌فهمید که نوشتن پاسخ دعوتش را بر کار معماری‌ام مقدم داشته‌ام بدون شک به من سخت احترام می‌گذاشت).

ناگهان یکی از واژه‌های پاسخ به یادم آورد که خانم سازرا پسرش را از دست داده است. پس نامه‌ای هم برای او نوشتم، و چون بدین گونه وظیفه‌ای واقعی را فدای این اجبار ساختگی کردم که خود را مودب و حساس نشان دهم، خسته از پا درآمدم، چشمانم را بستم و دیگر هشت روزی کاری جز زندگی گیاهی نداشتم. با این همه، در حالی که همه وظایف بیهوده‌ای که حاضر بودم وظیفه‌ی واقعی‌ام را فدای آن‌ها کنم در عرض چند دقیقه از ذهنم بیرون می‌رفتند، فکر بنایی که باید می‌ساختم حتی یک لحظه هم ترکم نمی‌کرد. نمی‌دانستم این بنا کلیسایی خواهد بود که مومنان در آن رفته رفته حقایقی را دریابند و تناسب‌هایی را کشف کنند و طرح جامع و عظیمش را ببینند یا این که چون یادمان کاهنی باستانی در بلندای جزیره‌ای، تا ابد متروک خواهد ماند. اما عزم آن داشتم که تمام نیرویم را صرف آن کنم، نیرویی که انگار با حسرت و پشیمانی ترکم می‌کرد و گویا می‌خواست این مهلت را برایم بگذارد که پس از پایان همه نمای بیرونی “در مدفن” را ببندم.

فهرست مطالب

مقدمه

جان راسکین

روزهای مطالعه

دوباره رستن

خلاصه‌ای از سبک سنت بو

توضیحاتی درباره‌ی «سوان» از زبان پروست

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای فصلنامه علوم زمین محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.