معرفی کتاب سرنوشت طلایی

کتاب سرنوشت طلایی نوشته‌ی عباس فرامرزی، به شما می‌گوید که رقم خوردن سرنوشت، عکس‌العمل انسان‌ است و او باید با شناسایی عملکرد خود، رمز عبور جهت باز شدن دروازه طلایی را کشف کند.

یکی از عواملی که انسان را در مرحله‌ی زندگی و راه‌های پر پیچ و خم مصون می‌دارد، رویاها را نزدیک‌تر می‌سازد و شخصیت را پربارتر می‌کند چیزی نیست جز سرنوشت، به این معنا که خود انسان با منش‌های مختلفی که دارد سعی می‌کند با محیط سازگار شود و ارتباطش را قوی‌تر کند. انسان موجودی شگفت‌انگیز است و می‌تواند با روشنایی دل، افکاری بزرگ و دنیایی طلایی بسازد.

در این دنیای بزرگ هر واژه‌ای معنای مخصوص خود را داراست و با سرنوشت انسان مرتبط می‌باشد. البته این نکته قابل توجه است که واژه‌ها با معنای خود و ظرافت خاص و نظم عالی نقش خود را ایفا می‌کنند. «سرنوشت یعنی خود انسان». از قدیم‌ها نقل شده است که هر آدمی به دنیا می‌آید، سرنوشتش مشخص و معلوم است. البته این جمله درست است چرا که ما یک نوع سرنوشتی داریم که نمی‌توانیم آن را تغییر دهیم و باید رخ دهد. به طور کلی سرنوشت به دو بخش تقسیم می‌شود: ۱- سرنوشتی که بدون دست بشریت انجام می‌شود. ۲- سرنوشتی که با دست بشر صورت می‌پذیرد. در این کتاب به بررسی تمامی ابعاد سرنوشت پرداخته شده است.

در بخشی از کتاب سرنوشت طلایی می‌خوانیم:

این بود سرنوشت من، پدر و مادرم به من توجهی نداشتند و نقشی که در زندگی من داشتند فقط و فقط به دنیا آوردن بود و بس و دیگر کاری به من نداشتند. حالا خودت قضاوت کن که من باید چطور آدمی شوم. من همینطور مات و متحیر مانده بودم و فکر می‌کردم جواب تمام سوالاتم را گرفته بودم و با همین داستان غم‌انگیز کارم را در زندان خاتمه دادم و توانستم با تعریف داستان این متهم یک گزارش خوب بنویسم و مطالبم را بیان کنم.

با هم دیدیم که چه شد عقده‌های محبتی یا به قول روانشناسان کمبود محبت نیز چه فاجعه‌هایی می‌آفریند و روزگار را به کام تلخ می‌کند. پس نتیجه می‌گیریم که محبت چه عنوان بزرگی است و چقدر قدرت بالایی دارد، رازهایی در خود نهفته دارد که هنوز بشر به آن پی نبرده و اگر هم به همین معانی کم رسیده ولی عمل نمی‌کند. از قدیم گفته‌اند محبت، محبت می‌آورد و کینه، کینه. ما اگر بتوانیم کینه را تبدیل به محبت کنیم کار بزرگ و ارزشمندی انجام داده‌ایم.

ضرب‌المثل است که از محبت خارها گل می‌شود. بیاییم هر مسئولیتی که به عهده می‌گیریم به نحو احسن انجام دهیم و خود را موظف کنیم که باید این کار را خوب انجام شود و از کودکی به آن‌ها یاد بدهیم و آموزش لازمه به عنوان یک وظیفه انتقال دهیم که در آینده پیش خود شرمنده نشویم.

فهرست مطالب

مقدمه

تعریف سرنوشت

دروازه‌های پر رمز و راز

فصل اول: دروازه محبت

فصل دوم: دروازه عشق

فصل سوم: دروازه ایثار

منابع

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای فصلنامه علوم زمین محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.