معرفی کتاب زنان دیگر چه می‌خواهند؟

کتاب زنان دیگر چه می‌خواهند؟ شامل مجموعه‌ای از مقالات الیزابت دیبولد است، که از امید به آزادی زنان و رهایی از قید و بندهای جسمی سخن به میان می‌آورد. این‌که زنان چه کارهایی از دستشان بر می‌آید.

آشنایی با مقالات پروفسور الیزابت دیبولد، آشنایی با نگاه آکادمیک روان‌شناس مکتب ‌یونگ با تخصص «توسعه‌ زنان» به مسئله جنسیت، زنان و فمینیسم است. نگاهی فارغ از «فرشته‌آسا» بودن زنان، «دیو سیرتی» مردان و نگرش‌هایی که طبعا بسیاری از آن‌ها به‌ علت‌ خاستگاه غربی نویسنده با دیدگاه شرقی و بالاخص اسلامی ‌به‌ کلی متفاوت است و در برخی نیز منطبق.

الیزابت دیبولد (Elizabeth Debold) یکی از متصدیان توسعه‌ جنسیت و نویسنده کتاب پرفروش «انقلاب مادر-دختری»، در کتاب زنان دیگر چه می‌خواهند آورده است: در ایران باستان در دوران شاهنشاهی هخامنشی زنانی را می‌بینیم که شاه، فرماندار، سیاستمدار، قاضی و فرمانده سپاه هستند. زنان صاحب منصبی که دستمزدی برابر با مردان دریافت می‌کردند و بابت زاییدن فرزند پاداش می‌گرفتند. هیچ‌ امپراتوریِ دیگری در تاریخ چنین اعتبارهایی به زنان نبخشیده است.

با وجود راه‌هایی که غربی‌ها از دهه‌ شصت قرن بیستم تا‌کنون پیموده‌اند، کشمش‌هایی که زن غربی هنوز و هم‌اکنون با آن درگیر است، خبر از پرحاشیه بودن لفظ برابری زنان و مردان می‌دهد، اگرچه قوانین، سیاست‌ها و تبلیغات‌ غرب مدعی این برابری است. این ستیزه‌جویی‌ها می‌گوید که شنیدن لفظ برابری انسان‌ها حتی از زبان حضرت مسیح و پس از شکوفایی مسیحیت نتوانست به بنیان عظیم مردسالاری و باورهای آن چندان تکانی بدهد، هرچند زنان برای ترویج پیام مسیح کمتر از مردان جان‌فشانی نکرده‌اند.

دو هزار سال بعد، حتی نهضت فمینیسم و همه انقلابی‌گری‌های زنان نیز نتوانسته است بافت ظریف و بنیادین باورهای مردسالارانه را از ذهن زنان بشکافد ‌یا بزداید.

ذهنیت مردسالاری چنان در تار و پود تفکر، سنت و کهن‌ الگوی جامعه مردسالار تنیده که حتی زنان مدعی برابری را فریفته است و گذار از این شرایط به بازنگری درون از سوی خود زنان نیاز دارد. هشدار دیگر نگارنده خودبرتربینی زنان است؛ زنگ خطری به مراتب بزرگ برای جنبش فمینیسم که آن را به بیراهه کشانده ‌است. واقع‌گراییِ این مجموعه مقالات به خواننده پیشنهاد می‌دهد که به گذشته، حال و آینده با دیده‌ای بی‌طرف و پیشرو بنگرد.

در بخشی از کتاب زنان دیگر چه می‌خواهند می‌خوانیم:

این اظهارات هیچ‌ مفهومی ‌از درستی ‌یا نادرستی، بهتری ‌یا بدتری -نه حتی ادعایی اخلاقی- ارا‌ئه نمی‌کند، بلکه صرفا حسی است درباره حقِ انجام هر کاری که کسی را خشنود می‌کند. از این رو، از آ‌نجا که از فمینیسم به‌سختی انتقاد می‌شود که می‌خواهد از زن قربانی‌ای ایده آل بسازد؛ این برداشت‌های اخیر از فمنیسم، در ادامه و برای جبران و درمان این وضع، حقِّ داشتن نوعی خودشیفتگی پست‌ مدرنیستی را به رسمیت می‌شناسد که در واقع سوی دیگر نفس قربانی است.

[زن] چه در نقش قربانی چه در نقش خودشیفته، از هر گونه مسئولیت نسبت به هر چیز غیرِ خود فارغ‌ است. به‌ علاوه، انجام هر کاری در هر زمانی، اسمش آزادی نیست، بلکه تعلق خاطر خودپسندانه، مشتاقانه و مهارنشده به رابطه جنسی و تایید شدن، لذت و قدرت است.

در واقع، بی‌اخلاقیِ آشکارِ پست مدرنیسم (که برای مثال می‌گوید: «به‌ خودم اجازه نمی‌دهم خوب و بد دیگران را قضاوت کنم.» ‌یا «پیش از هر قضاوتی، سعی کن مدتی خودت را جای طرف بگذاری.»)، بخشی از علت چنین بازخورد شدید و افراطی ای از سوی محافظه‌کاران سنتی و بنیادگراها در مقابل فمینیسم سازمان‌یافته است. فمینیسم از طرف این گروه‌ها -به‌ عنوان جلوه‌ای از پست‌ مدرنیسم- به گرایش به فروپاشی خانواده، بی‌مسئولیتی والدین و بی‌بندوباری جنسیِ خود ویرانگرانه میان دختران محکوم است.

ایجاد این ارتباط بین فمینیسم و بی‌بندوباری منحصرا زمانی ممکن است که «فمینیسم» را با کلّیّت پست‌مدرنیسم تکثرگرا که وفاق اخلاقی فرهنگ را تباه کرده است یکی فرض کنیم، اما چنین برداشتی خود سطحی‌ نگری‌ای محض است.

فهرست مطالب

یادداشت مترجم

توضیح برخی واژه‌ها

معرفی نویسنده

پیش‌گفتار نویسنده برای ترجمه فارسی

بخش اول

۱: ذات مونث، بدون حجاب: اگر دست به ‌دامان معنویتی زن‌محور شویم، مردسالاری را پشت سر می‌گذاریم؟

۲: عطش آزادی: خلاصه (و اندک گمانه) ‌ای بر تاریخچۀ سه هزار سال قیام زنان و تاثیر آن بر فرهنگ غرب

بخش دوم

۳: زنان کجایند؟

۴: پیش به ‌سوی آزادی نوین زنان

۵: آن ‌سوی ذات مقدس

بخش سوم

۶: فمینیسم همگرا (مصاحبه با سوفیا دیاز، دایانه میوشو همیلتون و ویلو پیرسون)

۷: زنان چه می‌خواهند؟ این‌بار…

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای فصلنامه علوم زمین محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.